تبليغاتX
شیرین هزاره
جاوید احمد، پس از رهایی از زندان بگرام

مردان مسلح ناشناس، یک روزنامه نگار افغان را در شهر قندهار، در جنوب افغانستان به ضرب گلوله کشته اند.

مقامات می گویند، جاوید احمد، روزنامه نگار افغان که با یک تلویزیون کانادایی کار می کرد، در مرکز شهر قندهار مورد حمله قرار گرفت.

هنوز مسئولیت این حمله را هیچ گروهی برعهده نگرفته است. مسئولان امنیتی می گویند در مورد چگونگی این حادثه و عاملان آن تحقیق می کنند.

به گفته شاهدان عینی، آقای احمد در محلی مورد تیراندازی قرار گرفت که بسیاری از ساختمان های دولتی، از جمله دفتر امنیت ملی و شورای ولایتی قندهار در نزدیک آن واقع شده است.

جاوید احمد، حدود یک و نیم سال پیش از سوی نیروهای آمریکایی به اتهام همکاری با گروه طالبان بازداشت شده و حدود یازده ماه را در بازداشتگاه آمریکاییان در پایگاه هوایی بگرام سپری کرده بود.

این روزنامه نگار 23 ساله، پس از رهایی از زندان آمریکاییان به رسانه ها گفت که در بازداشتگاه بگرام، با او به شدت بدرفتاری شده است.

یکی از خویشان جاوید احمد به بی بی سی گفت که او اخیرا تلفن های تهدیدآمیز دریافت می کرد، اما او افزود که آقای احمد با هیچ کسی دشمنی شخصی نداشت.

منبع: بی بی سی.

جاوید احمد از بازداشت شدنش توسط نیروهای امریکایی دربگرام  می گوید

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 16:6 |
شامگاه بیست ودوم مارچ شهرزیبا ورویایی ونیزباحضور داودجان سرخوش ستاره باران خواهد شد

حضورپررنگ شمارا درفستیوال فرهنگی، هنری نوروزبا ستان همراه باکنسرت هنرمند محبوب کشور داود سرخوش درشهرزیبا ورویایی ونیزایتالیا انتظار داریم. بیایید سال نورا باخوشی ودرکنارهم آغازکنیم

تاریخ برگزاری: روزیکشنبه  بیست ودوم مارچ 2009 میلادی ساعت 4:00  بعداز ظهر

محل برگزاری: شهرمستره ونیز  Via Colombara n.123Malcontenta Mestre Venezia

توجه: نظربه ظرفیت محدود سالون وپذیرایی ازشما، علاقه مندان ازشهرهای ایتالیا میتوانند جهت ریزرو، واخذ تکیت قبل ازبرگزاری با نمایندگی های انجمن فرهنگی افغانستانی های مقیم ایتالیا درتماس شوند.


روم: عزیزالله حیدری 3294671064

تودی: جاوید چنگیزی 3881929837

مچراتا:میرزا 3298229963

فانو و فورلی: سید علیشاه 3206820853

میلان: حیدر 3395270834

وریسی و کومو: حبیب شریفی 3331483284Varese e Como

بلونیا: حسن 3208067404

اودینه: نورالله جعفری 3282188608

پادوا:صالح: 3292788909

تورینو: عباس 3895108904

بولزانو: علیداد شیری3207780693

مودینه: نسیم3485285216

پروجا:لطیف تلاش 3477472163

پوردینونه: جمشید3314473458

پیاچنزه: انور3337337162

ونیز: حمید دانش: 3280704158

سنجورجو دی نوگارو: خادم حیدری 3403883771


برگزارکننده گان: شهرداری ونیز، انجمن فرهنگی اجتماعی افغانستانی های مقیم ایتالیا و اتحادیه هنرمندان افغانستان درایتالیا.

کسانی ازدیگرکشورهای اروپایی قصد شرکت دراین کانسرت را دارند میتوانند جهت اخذ تکیت با حمید دانش درتماس شوند: 00393925421504 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 21:4 |
محل بودوباش مهاجران دریونان

. يکي از اين مهاجران که چندين سال است دريک کمپ زندگي مي کند برايم گفت: درطول شش سال به همه دفاترسازمانهاي بين المللي وداخلي يونان مراجعه کرده است ولي هيچ کسي برايش کمک نکرده است.

دويچه وله:  اين مهاجران طبيعتأ از ممالکي مثل ايران و ترکيه و يا هم جا هايي ديگر هم گذشته اند،نگفتند چرا در همانجا ها نمانده اند و از خاطرات ايشان چه مي گفتند؟

بصيرآهنگ : اکثريت اين مهاجران ازطريق ايران وترکيه خودرا به اينجا رسانده اند. آنها ازبرخورد پليس ايران وترکيه نيزشکايت دارند. تقريبا اکثريت آنها اول کوشش نموده اند درايران بمانند ولي ازخشونت مردم وحکومت ايران مجبورشده اند آنجا را ترک کنند. درترکيه هم هيچ توجهي به مهاجران افغاني نمي شود. البته بعضي ازاين مهاجران صحبت کردند؛ اگرزبان ترکي را بلد باشي خوب وگرنه توسط پليس ترکيه بازداشت وبه افغانستان فرستاده مي شوي . اکثرا تجربه يکبار ردمرزشدن ازترکيه را دارند.                  

بصیرآهنگ روزنامه نگارجوان افغانستان درایتالیا

بصیرآهنگ روزنامه نگارجوان افغانستان درایتالیا

دويچه له: پيش از اين که اين جوانان به يونان بيايند آيا کسي يا خود همين قاچاقچيان آنان را هشدار از اين وضعيت نمي دهند،يعني خبر ندارند که چه وضعي در انتظار آنهاست؟        

بصيرآهنگ: چرا اکثريت آنها ازاين وضعيت آگاهي کامل دارند ولي مي گويند درهرصورت ما چه بخواهيم وچه نخواهيم بامرگ روبرو هستيم؛ چه به دست طالب وچه درراه اروپا، ولي ما ترجيح داديم توسط طالب جلوي خانواده ي ما کشته نشويم لذا اين راه را قبول کرديم. آنها مي گويند زندگي را ازما گرفته اند وحال همه سرنوشت ما مرگ است واصلاً مهم نيست درکدام منطقه فقط نخواستيم پيش چشم خانواده خود تکه تکه شويم. 

دويچه وله: آيا مراجع بين المللي امدادي در يونان وجود ندارد که اين جوانان به آنجا ها مراجعه کنند؟

بصيرآهنگ :شايد وجود داشته باشد ولي تاهنوز کسي به داد آنها نرسيده است. يکي از اين مهاجران که چندين سال است دريک کمپ زندگي مي کند برايم گفت: درطول شش سال به همه دفاترسازمانهاي بين المللي وداخلي يونان مراجعه کرده است ولي هيچ کسي برايش کمک نکرده است.                                                                                                                               

دويچه وله: از خود مردم افغانستان گروه ها يا افرادي هستند که به اين جوانان کمک کنند؟

بصيرآهنگ: چرا مهاجران افغانستاني دريونان يک کميته فرهنگي دارند که ازطريق آن به فقط مي توانند به خانواده هاي که درشهرآتن پايتخت يونان هستند کمک کنند. گفته مي شود نزديک به 200 خانواده ازمهاجران تازه وارد افغاني درشهر آتن بسرمي برند. ولي درشهرپاترا فقط کسي است به نام حنيف احمدي پژواک معروف به حاجي پاترا که کمک هاي را به اين جوان کرده است. اين کمک ها خيلي محدود است وفقط او کوشش مي کنند باارتباط که باکليساها دارد کمک هاي غذايي را براي اين مهاجران دريافت ودرخدمت آنها قرار دهد.                                              

دويچه وله : براي جواناني که هنوز هم با توجه به شرايط بد زندگي در افغانستان مجبور به فرار مي شوند چه توصيه مي کنيد واز دولت ومسوولان افغانستان در يونان چه انتظاري داريد؟

بصيرآهنگ: توصيه کردن براي نوجوانان افغانستاني نظربه شرايط فعلي افغانستان کار دشواري است. زيرا وضعيت امنيتي واقتصادي کشوربه شدت خراب ومايوس کننده است، نمي شود گفت که بايد زيراين آتش جنگ وهيولاي فقر بدبختي باشيد ونفس بکشيد. اين يک چيزطبيعي است که همه مي خواهند زنده باشند وزنده بمانند. ولي من به همه ي هموطنانم درافغانستان برادرانه پيشنهاد مي کنم تاحد زيادي کوشش کنند درافغانستان بمانند. زيرا وضعيت درحال حاضردراروپا به شدت خراب است واين کشورها درحال حاضربايک تورم بسيارسنگين اقتصادي روبروهستند. اين کشورها درمشکلات داخلي خودشان گيرمانده اند چه رسد که به يک پناهجوبتوانندکمک کنند. علاوه ازوضعيت پاترا ومسيرديگرکشورهاي اروپايي که به شدت خراب است. مهاجران باهيولاي مافيايي نيزطرف هستند. اکثر پناهجويان پاترا مي گويند مهاجران درسرحد ايران ترکيه توسط يک گروه مافيايي ايراني _ترک به گروگان گرفته مي شوند وازآنها مبالغ هنگفت پول گرفته مي شود. کساني هم که نتواند دروقت معين به اين گروه مافيايي پول پرداخت کنند اعضاي بدنش باساتور وکارد بريده شده ورهامي شوند. چندين جواني را ديدم که به اين سرنوشت روبروشده بود درمورد قسمت دوم سوال شما بايد بگويم که من ازدولت افغانستان هيچ توقعي ندارم. به نظر من درافغانستان اصلاً دولتي وجود ندارد. درشرايط که مردم درافغانستان درپايتخت کشور امنيت جاني ومالي نداشته باشد آيامي شود انتظارديگري داشت؟

 درشرايطي که مردم بي گناه دردفاتر دولتي درروز روشن ودر35 متري ارگ رياست جمهوري توسط کساني که کرزي حيف مي خورد چراسربازانش نباشند، بامرمي تکه تکه مي شود آيا مي شود انتظار برون مرزي داشت؟

 من فقط ازمردم مظلوم افغانستان کساني که نيم قرن است به بهانه هاي مختلف سپر قرار گرفته اند توقع دارم بادرک شرايط بيش ازاين نگذارند عده ي فرصت طلب ما را بادستهاي خودمان به خاک وخون بکشانند.

 همين بس است که پدران مان کشورخوب ومترقي را که داشتيم به ويرانه تبديل کرد وبراي ما جوانان تسليم کرد. پدران ما به کشوري زندگي مي کردند که اقتدار وغرورداشت، ولي وقتي اين کشور را به ما تسليم نمودند هيچ چيزي درآن سالم نمانده است حتا بعضي هاي مان غرورمانرا نيزازدست داده ايم. ما فعلاً وارث يک سرزمين به خاک وخون نشسته وقرضدار، يک کشورعقب مانده وعزادار هستيم ديگر بايد همديگررا درک کنيم ونگذاريم شرايط به جايي برسد که ديگر علاج نداشته باشد.

دويچه وله: تشکرفروان ازشما

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 4:7 |

ازسایت دویچه ولی بخوانید.

 
بصیرآهنگ 

يک خانم ايتاليايي که دریونان زندگی می کنددراين کنفرانس عکس هايي را باخودآورده بود که نشان مي داد مهاجران افغانستاني دريونان مورد خشونت پليس وگروه هاي فاشيستي قرار مي گيرند ودروضعيت بسيار بدي به سرمي برند.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 2:22 |

 

نسل کشی در افشار توسط چهره های پلیدی چون سیاف ومسعود پلان گزاری شد ولی توسط شیعیان درباری وخون فروشان مکار چون سیدحسین انوری، سیدمحمدعلی جاوید وشیخ آصف قندهاری عملی گردید.
اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد;

درکابل پرس بخوانید.

بیست ودوم دلو فرارسیده است وبازهم ویرانه های افشار به صدا درآمده ، بازهم خونهای هزاران قربانی گمنام درکوچه های خاکی افشار جریان گرفته است.امروز میخواهم کمی نجوای این ویرانه ها را که درقلب تاریخ صف کشیده اند ترجمه کنم. امروز میخواهم ازیک حقیقت بنویسم ازیک تراژدی وازیک درد. فاجعه افشار شانزده ساله شد وعنقریب به بلوغ میرسد اما هنوزهم قلم ها ازنوشتن عمق فاجعه وجنایت اتفاق افتاده درآن بازمانده اند، شانزده سال پیش افشار به خون نشست ولی تاهنوزکسی قادر به گفتن آن نیست. گلو ها همه بسته اند وصداها همه خفه. کسانی که به دامان پاک افشاربزرگ گردیدند وباخون افشار به قدرت رسیده اند امروز برای غزه سوگنامه میسرایند ولی با تمسخر وپوزخند به این زخم ناسور نمک میریزند ومست ازشراب سکرانگیزقدرت برسفره قاتل مینشینند.


 

افشار این قربانی تاریخ واین کلام حقیقت درقلب تاریخ جاگرفته است وهیچ کسی نمیتواند آنرا محو کند. این افشار است که همه ادعاهای دروغین وهمه آلایش های عوام فریبانه را محو خواهد کرد. این افشار است که فتواهای خون فروشان وآدم فروشان مکار را افشا خواهد کرد. هیچ کسی ازیاد نخواهد برد درست شانزده سال پیش درشامگاه بیست ودوم دلو 1371 بزرگترین جنایت ونسل کشی انسانهای مظلوم توسط کسانی طرح ریزی واجرا شد که حال به خاطرپوشاندن اینهمه جرم وجنایت به هرکدامش لقب های کلانی داده میشود. قاتلان خونخوار وجانی وعاملین این جنایت وفاجعه غم انگیز، یکی بعد ازمردنش قهرمان ملی خوانده میشود، کسانی هم به عنوان نماینده های مردم برچوکی خانه ملت تکیه زده اند ویکی هم پیشوای مذهبی گشته است واین همه خیانتی است که برقربانیان مظلوم وگمنام افشار روا داشته شده ونمکی است که برزخم های هزاران خانواده ی داغدار که بهترین عزیزانش را دراین سرزمین ارواح ازدست داده اند، پاشیده شده است.

افشار بافتوای محسنی به خاک وخون کشیده شد. این شیخ مکار و این انگل خونخوار وسفاک حال با پولهای که ازفروش افشار ومردم هزاره بدست آورد اینبارباچهره ی دیگری ظاهر گردیده است ملای خون فروش باساختن کاخ فرعونی اش برای مردم فتوای خون صادر میکند زیرا تاهنوز تشنه ی خون هزاره هاست. کسانی که درافشار وغرب کابل زنده ماند وشیخ آصف نتوانست آنها را درجریان جنگهای کابل زنده گی وخونش را نصیب شود حال باید ازطریق دستگاه فتوا فروشی اش بدست آورد. شیخ دروغگو وخون فروش که درجریان جنگ های کابل نقش عمرعاص مثلث شیطانی مسعود، ربانی وسیاف را اجرامیکرد وهزاران انسان مظلوم وبی دفاع را به جرم هزاره بودنش قتل عام کرد تاهنوز باسخنان چرب وفتواهای دروغین اش برگرده مردم سوار است واینبار باخون مردم تجارت را ه انداخته است.

شانزده سال پیش درشامگاه دلو1371 درست نه ماه بعد ازسقوط دولت دکترنجیب وآغازکشتارهای انسانهای مظلوم درکابل، مسعود باهمکاری همه جانبه سیاف ومحسنی ازسه استقامت به افشار حمله کرد. آنشب آسمان کابل گلوله می بارید وزمینش خون، خون انسانهای مظلومی که فقط به خاطر هزاره بودن قتل عام میشدند. افشار به خاک وخون کشیده شد زیرا جمعیتی زیادی هزاره را درخود جاداده بود. محسنی مکار فتوا داد هزاره هارا قتل عام کنید چون دیگر کم کم هزاره ها میخواستند ازحقوق انسانی خود برخوردار باشند ودیگر نمیخواستند دنباله رو فتوا فروشان وشیادان تاریخ باشند.

نسل کشی درافشار توسط چهره های پلیدی چون سیاف ومسعود پلان گزاری شد ولی توسط شیعیان درباری وخون فروشان مکار چون سیدحسین انوری، سیدمحمدعلی جاوید وشیخ آصف قندهاری عملی گردید. مسعود وسیاف میدانستند بدون همکاری شیعیان درباری نمیتوانند فاتح این ژنوساید ونسل کشی باشند، چون میفهمیدند که داخل شدن به افشار کاری بسا دشوار است وهمچنان پاک سازی هزاره ها نیاز به سگ های مین فال چون سید حسین انوری داشت. چون این خون فروشان قاتل قرن ها ازاحساسات مذهبی مردم هزاره استفاده نموده بودند ، این روباه های بزدل ازخمس ومال امام این مردم بزرگ شده بودند وخانه به خانه را باهمه ی اعضای فامیلش میشناختند. کاسه لیسلان ومفت خاران بی همه چیزباکمال بی شرمی به خانه های که صدها سال نان ونمکش را خورده بودند حمله کردند وهزاران انسان بی گناه را بابرچه وساتور تکه تکه نمودند. هرانسانی اگرتصاویری را که توسط سازمان دیده بان حقوق بشرازافشار تهیه شده است را ببینند میتوانند عمق این فاجعه را درک کنند. دراین فلم مستند میتوانید ببینید که این قصابان انسان حتا به کودکان شش ماهه هم رحم نکرده اند.

فاجعه ی که درافشار رخ داد واقعن درتاریخ مثل ندارد. افشار زخم ناسور تاریخ افغانستان است. افشار زبان گویایی مظلومیت وحق تلفی است. مادران که درافشار سینه هایش بریده شد وبه پایه های برق آویخته شد هیچگاهی ازتاریخ افغانستان محو نخواهد. جوانان که درافشار سرش بریده شد ودرپیشانی اش یادگاری سید جان آغا نوشته شد هیچ گاهی فراموش شدنی نیست، کودکان شش ماهه ی که درافشار روی برچه ی تفنگ کباب شدند همیشه درقلب انسانهای آزاده زنده اند ودختران که درافشار مورد تجاوز قرار گرفتند تریبیون عدالت انتقالی سرزمین سوخته کابل خواهند بود. ژنوساید افشار 16 ساله شد ونزدیک است به بلوغ برسد، صدای حق وعدالت خواهی ومظلومیت هنوز ازکوچه های افشار زمزمه میشود وافشاریان مظلوم منتظر روزی هستند که قصابان انسان را درهمین کوچه خونین به دار بیاویزند. شیخ آصف قندهاری نمیتواند باکاخ فرعونی اش مانع عدالت انتقالی باشد. فتواهای دروغین وخون فروشی اش برای خودش معنی دارند، افشاری ها دیگراین مارهای آستین را شناخته اند واجازه نمیدهند یکبار دیگر دردام حیله ونیرنگ آنان بند باشند. باید گفت آنچه درجریان تهاجم به افشاراتفاق افتاده بسیارگسترده وپهناورترازخود جنگ وقلمرو آن است، دراینجا سران وفرماندهــان جنگ با استفادۀ ابزاری ازدین ومذهب وبرانگیختن عصبیت های مذهبی وقومی بخاطر حفظ جلال وجبروت شان، دست به قتل عــام زده اند. با خدعه وعوام فریبی تسنن را دربرابر تشیع، پشتون وتاجیک را دربرابر هزاره به انتقام هـــای خونین واداشته اند. دامنۀ کشتارجمعی، تجاوزبرزنان، چوروچپاول، گروگانگیری، اسارت وعملکردهای وحشیانۀ بسیارفراتر ازشکنجه هـای قرون وسطایی کشیده شده است.

قصابان انسانهای مظلوم درافشار، کسانی که عاملین اصلی این ژنوساید ونسل کشی بودند از این قراراند:

1: احمدشاه مسعود سازمان دهنده وفرمانده عمومی جنگ.

ملامحمد قسیم فهیم، رئیس ادارۀ استخبارات حکومت اسلامی، مسئول کشف که دربرنامه ریزی عملیات وجریان آن نقش عمده را بعهده داشت.

انور دنگر فرمانده جهادی فرقۀ شکردره

ملاعزت فرمانده فرقۀ جهادی پغمان

محمد اسحاق پنجشیری فرمانده لوای جهادی

حاجی بهلول پنجشیری فرمانده لوا

بابه جلندرپیجشیری فرمانده لوا

خنجراحمد پنجشیری فرمانده غند

مشتاق لعلی فرمانده کندک

بازمحمد احمدی بدخشانی فرمانده فرقۀ قرغه

همچنان دراین عملیات محمدیونس قانونی، بسم الله خان، بابه جان، حاجی الماس وگل حیدرنیزسهم ویژه را ایفا نموده اند.

2: فرماندهــــان تنظیم اتحاد اسلامی که درعملیات تهاجمی برافشارنقش عمده ایفا نموده انداینها اند:

عبدالرب رسول سیاف رهبراتحاد اسلامی، سوق و ادارۀ قطعات عملیاتی خود را به عهده داشت.

حاجی شیرعلم فرمانده فرقۀ پغمان

زلمی توفان فرمانده لوای ۵۹۷ که درکمپنی پغمان موقعیت داشت

داکترعبدالله فرمانده غند مربوط لوای ۵۹۷

جگرن نعیم فرمانده غند مربو ط لوای ۵۹۷

فرمانده ملا تاج محمدکه دربرنامه ریزی واجرای عملیات سهم داشت

فرمانده عبدالله شاه با قطعه مربوطه اش

فرمانده خنجربا قطعۀ مربوطه اش، که روزدوم به جبهۀ جنگ درافشارسوق گردید

عبدالمنان دیوانه فرمانده غند، با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

امان الله کوچی فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

شيرین فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

ملاکچکول با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

این اشخاص بزرگترین جنایت را درتاریخ افغانستان مرتکب شده اند ولی جالب اینجا است که این فاجعه هول انگیز ازطرف بعضی ها همیشه به عنوان جنگ گروهی بین حزب وحدت مزاری، شورای نظار،اتحاد سیاف وحرکت محسنی خوانده شده است درحالیکه اگردرست به آن نگرسته شود، مناطقی که درآن نیروهای حزب وحدت قرار داشتند کمترین صدمه را دیده اند. قرارگاه مرکزی حزب وحدت ساختمان دانشکده علوم اجتماعی واکادمی پلیس بود که کمترین ضربه به آن وارد شده بود درحالیکه هیچ خانه ی درمنطقه افشار نبود که زیرضربات توپخانه ی متجاوزین به خاک وخون کشیده نشده باشد. به این اساس میتوان گفت که جنگ باحزب وحدت بزرگترین بهانه ی بود؛ اما درحقیقت این یک طرح پاکسازی وقتل عام هزاره ها بود. آماردقیق تلفات درافشار معلوم نیست ولی تحقیقات ابتدایی که توسط سازمان دیده بان حقوق بشر وعدالت انتقالی صورت گرفته است نشان میدهد که هزاران انسان مظلوم وبی دفاع دراین فاجعه کشته شده اند، نزدیک به 700 زن ودخترجوان تجاوزصورت گرفته وصدها تن گروگان گرفته شده اند. اما ازمنظر نظامی باتوجه به حجم تبهکارانه ی آتش های اجرا شده درسه روز وازسه استقامت توسط این لشکر انتقامجو وچپاولگرنگاه کنیم تعداد قربانیان بیشتر ازاین میتواندباشد که خود مطالعه دقیق وکاملتری میخواهد. ما همیشه یاد قربانیان مظلوم وگمنام افشار را گرامی میداریم ومنتظر روزی هستیم که همه جنایت کاران وخوانخواران پای میزمحاکمه عدالت انتقالی کشانده شوند.

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 23:57 |