تبليغاتX
شیرین هزاره

عذرا جعفری

دولت افغانستان در یک اقدام کم سابقه برای نخستین بار یک زن را به عنوان شهردار یکی از شهرهای این کشور منصوب کرده است.

عذرا جعفری، نخستین زنی است که از سوی اداره ارگانهای محلی افغانستان به عنوان شهردار نیلی، مرکز ولایت دایکندی، در مرکز افغانستان منصوب شده است.

شهرداری در افغانستان از سمت هایی است پیش از این در اختیار مردان قرار داشته است. با آن که در قانون اساسی افغانستان گفته شده که افراد در این مقام باید با آرای مردم برگزیده شود، اما تا حال دولت این مقام را به رای گیری نگذاشته است.

نیلی از شهرهای کوچک افغانستان در مرکز این کشور است و عمدتاً متشکل از یک بازار تجارتی، چند ساختمان دولتی و روستاهای دره "نیلی" و منطقه "دشت" است.

در سال ۲۰۰۴ میلادی، زمانی که دایکندی به عنوان سی و چهارمین ولایت افغانستان اعلام شد، نیلی به مرکزیت این ولایت تعیین شد. پیش از آن نیلی یکی از پایگاه های مجاهدین در سال های جنگ افغانستان با ارتش شوروی سابق بود.

اگرچه مردم نیلی در چهار سال گذشته انتظار داشتند که زیربناهای شهری براساس برنامه منظم شهرسازی در این منطقه ساخته شود. اما شماری از ساکنان نیلی انتقاد می کنند که این انتظار آنان برآورده نشده و دولت جز ساختن چند ساختمان دولتی، دیگر کاری برای اجرای برنامه شهرسازی در این منطقه انجام نداده است.

خانم جعفری، پس از آغاز به کارش اعلام کرد که برنامه ای را روی دست گرفته که براساس آن نیلی باید چهره یک شهر را به خود بگیرد و همچنین مردم آن از خدمات شهری برخوردار شوند.

شهر نیلی

نیلی تا حال چهره یک شهر را به خود نگرفته است

خانم جعفری درگفتگو با بی بی سی گفت که اجرای برنامه شهرسازی در نیلی در صدر اولویت های او قرار دارد. خانم جعفری می گوید امیدوار است که بتواند امیدهای مردم در مورد بازسازی و بهسازی نیلی را به آنها دوباره برگرداند و با حمایت دولت افغانستان و نهادهای بین المللی کارهای مهمی در این زمینه انجام دهد.

اما برخی از کارشناسان می گویند با توجه به امکانات محدودی که در اختیار شهرداری ها، به ویژه شهرداری نیلی قرار می گیرد، چالشهای زیادی در برابر برنامه های خانم جعفری قرار دارد. با این حال دشوار به نظر می رسد که دست کم در کوتاه مدت این منطقه دورافتاده و کوهستانی به شهری با استانداردهای امروزی تبدیل شود.

خانم جعفری فارغ التحصیل رشته قابلگی (مامایی) است، اما در ده سال گذشته بیشتر در کارهای اجتماعی مشغول به کار بوده است.

او عضو لویه جرگه اضطراری افغانستان در سال ۲۰۰۲ بود و همچنین در جرگه امن منطقه ای سال ۲۰۰۷ هم عضویت داشت. خانم جعفری مدتی نیز با موسسات غیردولتی کار کرده است.

منبع خبر:   بی بی سی

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 21:48 |

موسی ناصردر سال  1979 درلایت غزنی متولد وبعد ازسپری کردن ده سال اول عمرش به دلیل جنگ های که درافغانستان شعله وربود به دیارغربت هجرت نموده ودرشهرکویطه پاکستان مسکن گزیده است. وی باتحمل مشکلات زیاد دوران آموزش ابتدایی تاعالی را درشهر کویطه دردبیرستان یزدان خان به پایان رسانیده وبعدازفراغت از مکتب تحصیلاتش را دررشته ادبیات اردو درپاکستان اکادمی ادامه داده وازآنجا به رتبه لسانس فارغ گردیده است.

 

موسی ناصر از دوران مکتب سرودن شعر را آغازنموده ودرچندین جشنواره ادبی درپاکستان شرکت نموده است. بیشتر شعرهای موسی ناصر درزبان اردو به مشکلات میهنش افغانستان خلاصه میشود. او ازسال 2002 به بعد به زبان فارسی  به قالب چهاربیتی  درلهجه هزاره گی نیز سرودن شعر را آغازنموده است .

او میگوید من فرزند انقلاب هستم، فرزند جنگ ونماینده یک قشر ازجوانان وهم صنفانم که درافغانستان به خاطر آرمان های پلید بعضی ها چون گل پرپر شدند. من همیشه از درد گفته ام وازغم سروده ام. میخواهم ازاین طریق درخدمت مردم وکشورم باشم وصدای کشورم را درگوشه ی بلند کنم. من افغانستان را برای همه میخواهم ، خلاصه میخواهم برای ساختن این خانه مشترک همه به اندازه توانش درهرگوشه ی که هستند فعالانه کار وتلاش نمایند. موسی ناصر فعلن درشهر پادوا درایالت veneto درایتالیا زندگی میکند، او برای تقی خان آوازخان جوان افغانی نیز شعر می سراید. تقی خان درآلبوم جدیدش که به زود ترین فرصت دربازار خواهد آمد سه شعر ازموسی ناصر را کمپوز نموده است. ازاین پیش نیز اکثر آوازخوانان محلی هزاره گی  از سروده های این شاعر درآهنگ هایش استفاده نموده اند.

گرچند تاحال کدام مجموعه شعری اش را به چاپ نرسانده است ولی درآینده قصد دارد چهاربیتی هایش را دریک مجموعه نشر وبه علاقه مندان تقدیم نماید.

موسی ناصر ازوضعیت ناهنجوار کنونی به شدت ناراض است، به نظراو تعصبات جاری درافغانستان ریشه درخارج ازمرزهای کشور دارد. دراین مورد ناصر شعرهای زیادی سروده است.

بیه آلی دوری زمانه نکو

ده گفت مردم بیگانه نکو

ده هوس قلای دیگه مردم

خانه گیلی مره ویرانه نکو

دو نمونه ازشعر موسی ناصر به زبان اردو:

جسپول کو سنجاتا مینی او پول چوپا کانطا بنکر

ایس دل سی نیکلی آهی بکا موهیب سا سناتا بنکر

الفت کی جزبی می آکر اخلاص سیجدیا مینی

اونکی جفایی مجکو لگی نفرت کی ایک چانطا بنکر

…………………

نارو موسی جیب می دولت نهی تو کیا

اونکی نظرومی تیری محبت نهی تو کیا

اونکی کتابی دل می تیرا عشق نقش هی

گرچی چهره  پهی عبارت نهی تو کیا

ناصرازغربت ومهاجرت خسته است ومیگوید کشورم را باتمام بدبختی هایش دوست دارم وفرهنگ مردمم را درهمه جا گرامی میدارم.

یادشی بخیر رسم خودگون مو خوب بود

قطی شیشتو بل دسترخون مو خوب بود

ازهر سو جمع مو شود کته  و ر یزه

مجلس کدو چای خوردون مو خوب بود

متوجه دوستان محترم خواننده : شعرهای موسی ناصر به زبان اردو به دلیل نبودن الفبای اردو درکامپیوترم شاید ازنگاه نوشتاری، مشکلاتی داشته باشد که امید وارم ازین بابت بنده را عفوکنید. همچنین علاقه مندان میتوانند ازطریق تلفون با موسی ناصردرتماس شده نظرات ، انتقادات وپیشنهاداتش را مستقیما بااودرمیان بگذارند.

شماره تماس : 0039.3936.132.442

 

 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 21:40 |

 

قابل توجه نویسندگان، منتقدین، صاحبنظران قلم بدست وهنرمندان کاریکاتوریست افغانستان

وبلاگ انگلیسی صدای­انتقاد (صفحه نویسندگان زبان درازافغانستان)

با هدف انجام برگردان نوشته ها، نظرات و مقالات نویسندگان، منتقدین، صاحب نظران و اندیشمندان افغانستانی ازفارسی دری به انگلیسی درزمینه های سیاست - حکومت داری- جامعه مدنی- حقوق بشر و آزادی بیان واندیشه درافغانستان به تازگی راه اندازی گردیده است.

این وبلاگ که پنجره ای برای انتقال وانعکاس نوشته ها، نظرات و مقالات نویسندگان مطرح افغانستان به دنیای خارج ازافغانستان درنظرگرفته شده است، ازیکسو زمینه، بحث، گفتگو، تبادل نظرو تبادل اندیشه میان نویسندگان، منتقدین وصاحب نظران افغانستانی و خارجی را درزمینه های یاد شده میسرمیسازد و ازسوی دیگر برای لابیینگ (تحمیل نظرات و نفوذ) برتصمیم گیران مهم جهانی مسایل افغانستان با بیان حقایقی که تا کنون کتمان و سانسورشده میتواند مفید باشد. هدف اساسی این وبلاگ لابیینگ در وارد نمودن تغییرات اساسی درسیاست گذاری های اشتباه گذشته تصمیم گیران جهانی افغانستان درمسایل کلیدی این کشوراست که تا جایی علل عمده اشتباهات گذاشته تا کنون ناشی ازضعف و موجودیت فساد دردستگاه حکومت، عدم همخوانی وهمآهنگی برنامه های حکومت با خواست ها و معیارهای جامعه جهانی و نبود برنامه آلترناتیف مناسب توسط Third party یا دسته سوم دراین میان بوده است که منجر به نادیده گرفتن بسیاری از واقعیت های عینی جامعه فعلی افغانستان توسط تصمیم گیران خارجی گردیده که اکنون با استفاده ازفرصت مناسب، بیان و یاد دهانی چنین مسایل به جهانیان  کارنویسندگان، هنرمندان وقلم بدستان منحیث دسته سوم است.  

به این منظور، این وبلاگ راه اندازی گردیده وامید میرود با انعکاس نظرات و آراء نویسندگان و صاحبنظران افغانستانی به زبان انگلیسی که نیازمند همکاری شما دوستان است، بتواند درپروسه تغییردرافغانستان سهم ناچیزخویش را ادا نماید.

بناً تا میتوانید ازکمی ها، کاستی ها و کجروی های موجود درنظام ناکارآمد حاکم فعلی با زبان درازانتقاد نمایید تا دروضعیت فعلی تغییر و بهبود ببارآید.

به امید آن روزکه افغانستان آباد، مستقل، آزاد و سربلند باشد.

موفق وپیروز باشید تا هرچه زود ترشاهد تغییرات اساسی درکشورعزیزخود باشیم!

 

به این منظورگردانندگان این وبلاگ ازتمامی نویسندگان، منتقدین، صاحبنظران قلم بدست و هنرمندان کاریکاتوریست افغانستان دعوت به عمل میآورد، نوشته­ها و کاریکاتورهای انتقادی شانرا به ما بفرستند تا برای برگردان به انگلیسی ونشردراین وبلاگ مد نظرگرفته شود.

قابل یاد آوریست اینکه این وبلاگ با پست نمودن فقط چند نوشته درمدت زمان کوتاهی شماری زیادی از خوانندگان خارجی را جذب نموده است.

و اکنون نویسندگان و قلم بدستان ارجمند میتوانند مقالات، نوشته ها و کاریکاتورهایشان را به یکی از ایمیل آدرس های زیربرای ما بفرستند.

آدرس تماس با ما:

 

aminwahidi@yahoo.com

aminwahidi@gmail.com

آدرس وبلاگ انگلیسی صدای انتقاد صفحه نویسندگان زبان درازافغانستان

www.afghanlongtongue.blogspot.com

 

گردانندگان وبلاگ انگلیسی صدای انتقاد

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در جمعه بیستم دی 1387 و ساعت 19:55 |

ونیز،  سرد سرد

خسته ازطلاطم مدیترانه وقایق های سرگردان

کوچه هاش مملو ازمجسمه های  مدرن

فرصت را غنیمت می داند

تاقرار مرگ

اینسو عزرائیل گمنام است

هراس ازدموکراسی همه  را می بلعد

 

ومرد ازکوله بارغمش

بادنیایی از متانت

 سرود شب میخواند

باید سرود 

بایدخواند وباید نوشت

دنیای بی زبانی

روزهای تلخ

گیسوانی پژمرده

فکرهای پریشان

ذهن های ناقرار

رنگ تیره یی چشمانم را میریسد

سکوت بس است

درخت ضعیف کابل دیگرسبز نخواهد بود

برخیز عزیزم

سن مارکوی بزرگ با ابوهت تمام حضور سفیران جوانی  را به نظاره نشسته است

صدای آشنای همه را به خیابان اورلند میخواند

مرگ،  آری مرگ

 لکه های خون شعر میخواند

کودک گرسنه، فراری ازجنگ

دلم شو ر میزند بادکنک را هوا کنم وروی آن بنویسم : باغبان دربازکن من مرد گل چین نیستم.

 

 بصیرآهنگ

26/12/2008 شهرونیز

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 22:3 |

این نوشته را درکابل پرس نیزمیتوانید بخوانید

به دوستان عزیز، خبرنگاران پرتلاش همزبان ومخصوصا ژورنالیستان کشورم افغانستان که باتحمل فشارها، سانسورها، وخطرهای زیاد تاهنوزنگذاشته اند صدای حق، عدالت، آزادی خواهی ودموکراسی مردم درافغانستان خفه شود درود میفرستم. ازآنجاییکه من نیزبه عنوان یک خبرنگار همه این مشکلات را باتمام وجود لمس وتجربه نموده ام وازآنجایی که متاسفانه هرروز وضعیت خبرنگاران درکشورم بد ترگزارش میشود وژورنالیستان ازطرف گروپ های مختلف مافیایی دولتی گرفته تاگروپ ها وصنف های ناشناس واوباش تحت فشار قرار داده میشوند لازم دانستم فدراسیون بین المللی خبرنگاران را به شما معرفی نمایم چون این فدراسیون بزرگترین ارگان حمایت کننده خبرنگاران درجهان است ودراکثرمواقع میتواند به زودترین فرصت باخبرنگاران نیازمند درسراسرجهان همکاری نماید، شمامیتوانید باگرفتن عضویت وکارت مطبوعاتی این فدراسیون درهرجایی که هستید ازخدمات این ارگان بزرگ وبین المللی بهره مند شوید. کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی خبرنگاران بزرگترین ومعتبرترین کارت هویت برای خبرنگاران بوده ودربیش از 120 کشورجهان ازاعتبارخاص برخوردار است. شناسایی وارتباط با این فدراسیون برای ماوشما اهمیت خاصی دارد. خصوصا خبرنگارانی که درافغانستان کارمیکنند بیش ازدیگران به این حمایت این فدراسیون نیازمند هستند، من که دراروپا ودرمهد آزادی بیان ودموکراسی هستم نیز مجبوربودم برای ادامه دادن کارهای خبرنگاری ام عضویت وکارت مطبوعاتی این فدراسیون را به دست بیاورم. دراین نوشته من بطور خلاصه معلومات درمورد این فدراسیون را به زبان فارسی برگردانده ام ، جهت معلومات بیشتر میتوانید به سایت معلوماتی وخبری این فدراسیون مراجعه نمایید.(www.ifj.org) اگربرای به دست آوردن معلومات مشکل داشتید من نیزمیتوانم برای شما معلومات ارائه نمایم.امیل : br.ahang@gmail.com شماره تماس :          00393200526839                

International Federation of Journalists

معلومات درمورد فدراسیون بین المللی خبرنگاران

فدراسیون بین المللی ژورنالیستان که بزرگترین سازمان ژورنالیستان درجهان است، ابتدا درسال 1926 بنیان گذاری شده و سپس درسال 1946 بازگشایی مجدد گردیده وبالاخره ازسال 1952 تاکنون با ساختارکنونی خویش به فعالیت ادامه داده است. امروزه این سازمان از حدود ششصد هزارعضو دربیش از صد کشورجهان نمایندگی مینماید.

• این فدراسیون، ازطریق اتحادیه های قدرتمند، آزاد و مستقل ژورنالیستان دست به اقدامات جهانی درزمینه دفاع ازآزادی مطبوعات وعدالت اجتماعی میزند.

• فدراسیون بین المللی ژورنالیستان تایید گر و توجیه کننده هیچ گونه دیدگاه سیاسی نبوده بلکه ترویج گرحقوق بشر، دموکراسی و پلورالیزم میباشد.

• این سازمان مخالف سرسخت هرگونه تبعیض بوده واستفاده ازرسانه ها منحیث ابزارتبلیغات و ترویج تعصب وستیزه جویی را نیزمحکوم مینماید. • این فدراسیون به آزادی بیان، مسایل سیاسی و فرهنگی معتقد بوده و دراین زمینه مدافع اتحادیه های آزادی بیان وسازمان های حقوق بشرمیباشد. • فدراسیون بین المللی ژورنالیستان سازمانیست که دربین سیستم ملل متحد و سایراتحادیه های جهانی سخنگوی ژورنالیستان میباشد. فدراسیون بین المللی ژورنالیستان، ژورنالیستان و اتحادیه های آنان را درهرشرایط حمایت مینماید، خصوصاً زمانیکه آنان درحال پیکار و مبارزه برای حقوق صنفی و تخصصی شان باشند. به این منظور جهت فراهم ساختن کمک به ژورنالیستان نیازمند، صندوقی را با نام صندوق ایمنی بین المللی ایجاد نموده است.

• پالیسی های این فدراسیون توسط کنگره آن تعیین میگردد که هرسه سال یکبارنشست دارد. کارهای اجرایی آن توسط دبیرخانه آن تحت هدایت یک کمیته اجرایی منتخب به پیش برده میشود که مقرآن درشهربروکسل کشوربلژیک است. آخرین کنگره آن از28 می الی 1 جون 2007 درمسکوتشکیل جلسه داده است.این فدراسیون درحال حاضر بیش از 600.000 عضو فعال در100 کشور جهان دارد. The IFJ International Press Card is Recognised by Journalists in 120 Countries.

کارت مطبوعات فدراسیون بین المللی ژورنالیستان، توسط ژورنالیستان بیش ازیک صد وبیست کشورجهان به رسمیت شناخته شده است

ژورنالیستانی که همواره درتحرک و درحال سفراند نیازبه مدرکی دارند که هم معتبرباشد ودرعین زمان فوراً قابل شناسایی باشد که این مدرک درقالب کارت مطبوعات بین المللی، توسط فدراسیون بین المللی ژورنالیستان تهیه گردیده است و این کارت یگانه مدرک مطبوعاتیست که توسط اتحادیه های ژورنالیستی بیش ازیک صدوبیست کشورجهان به رسمیت شناخته شده میشود.

کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان قدیمی ترین و معتبرترین مدرک شناسایی برای ژورنالیستان است که دارنده آن به زودترین فرصت ژورنالیست درحال کارشناخته میشود. این کارت فقط به ژورنالیستان واقعی ای صادرمیگردد که به معیارهای اخلاقی ژورنالیزم واتحاد بین متخصصین عرصه رسانه ها متعهد باشند.

کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان را کی حمایت مینماید؟

کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان قدامت شصت ساله دارد که توسط بزرگترین شبکه اتحادیه های ژورنالیستان صادرمیگردد. اسامی اتحادیه های عضو دراین فدراسیون را فهرست عضویت آن مشاهده میتوانید. هرگاه دارنده گان کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان بخواهند مسافرت نمایند، آنها میتوانند به کمک هایی که توسط شبکه این فدارسیون فراهم میگردد اتکا نمایند. دربسیاری ازکشورها، حمایت های لازم و زمینه شناسایی رسمی ژورنالیستان ملی برای دارنده گان کارت مطبوعات فدراسیون بین المللی ژورنالیستان مهیا میباشد. چه چیزی باعث اعتبارتخصصی این کارت مطبوعاتی میگردد؟ خود کارت مطبوعاتی فدراسیون جهانی ژورنالیستان اظهارتعهد دارنده آن به معیارها و ضوابط اخلاقی این فدراسیون بوده که این معیارها شناخته شده ترین معیارها و مجموعه اصول جهانی کارژورنالیزم است. دارنده این کارت مطبوعاتی چه مزیت هایی خواهد داشت؟ ژورنالیستانی که درمناطق جنگی سفرمینمایند، برای مزیت های این کارت قابل تایید میباشند. این کارت به بسیاری از ژورنالیستان درمناطق و شرایط بغرنج و بحرانی در برخورد با نظامیان ، نیروی پولیس وسایرمقامات رسمی کمک نموده است. درضمن این کارت برای ژورنالیستان درنشست های رسمی نیز راه پا بازمینماید. دارندگان این کارت مطبوعاتی نیزمیتوانند ازطریق فدراسیون بین المللی ژورنالیستان به اتحادیه اروپا و دربین ادارات سازمان ملل رسماً معرفی گردند. مطبوعاتی فدراسیون جهانی ژورنالیستان دربسیاری ازکشورها به ژورنالیستان کمک مینماید تا دربرنامه ها و رویداد های مطبوعاتی به آسانی راه یابند، هرچند این امر را نمیتوان صددرصدتضمین نمود، ولی این کارت مطبوعاتی نسبت به سایرکارت های معتبرجهانی حداقل برای ژورنالیستان فرصت های بهترموفقیت را فراهم مینماید.

فدراسیون بین المللی ژورنالیستان به دارندگان این کارت مطبوعاتی خدمات و حمایت های لازم را به شمول فرصت دستیابی به کار"انستیتیوت بین المللی ایمنی خبر" که کارآن کمپاین جهانی برای سلامتی ژورنالیستان درسراسرجهان میباشد فراهم مینماید. میزیت دیگراین کارت زمینه راه یابی دارنده آن به شبکه آیفیکس IFEX است که این سازمان ائتلاف گروپ های ژورنالیستی و فعالان آزادی مطبوعات است و ازچگونگی آزادی مطبوعات درسراسرجهان نظارت مینماید. بولیتن های (ابلاغیه های رسمی) فدراسیون بین المللی ژورنالیستان و تازه ترین معلومات راجع به موضع گیری این فدراسیون درباره دفاع ازژورنالیستان نیز بصورت منظم دردسترس دارنده گان کارت مطبوعات قرارمیگیرد. آیا برای بدست آوردن این کارت نیاز به پرداخت پول است؟ کارت بین المللی مطبوعاتی فدراسیون جهانی ژورنالیستان که برای مدت دو سال مداراعتباراست، برای اعضای اتحادیه های ملی ژورنالیستان دریک صدوبیست کشورجهان فراهم میگردد که نیازبه پرداخت یک فیس نیزدارد. برای دانستن درمورد قیمت فیس آن لطفاً با اتحادیه ژورنالیستی کشورتان درتماس شوید. طریقه بدست آوردن کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی خبرنگاران:

ژورنالیستان ازطریق اتحادیه های ژورنالیستی کشورشان میتوانند تقاضا برای این کارت را مطرح نمایند.

نکته بسیارمهم اینست که، کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان بدون تصدیق وضعیت متقاضی منحیث یک ژورنالیست درحال کارصادرنمیگردد. متوجه متقلبین باشید که با اخذپول گزاف دست به تقلید و تقلب میزنند درحالیکه کارت آنان توسط هیچ شبکه جهانی ژورنالیستان رسماٌ شناسایی نمیگردد. بعضی ازسازمان هایی وجود دارند که برای کسب درآمد دست به صدورچنین کارت ها میزنند و درواقع ازهیچ سازمان رسمی ای نمایندگی نمی نمایند. بهتراست به این سازمان ها مراجعه ننمایید، زیرا درهنگام بروزخطر و مشکل برای ژورنالیستان، برای دفاع و حمایت ازژورنالیست ازآنها هیچ کاری ساخته نیست.

توجه: هرگاه خانه را ترک مینمایید، کارت تان را با خود داشته باشید

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 21:58 |

امروزکه ازخواب خیستم یکدفه به فکر فرو رفتم یادم آمد سال گذشته درست درهمین روز،  روزپنجم جنوری کشورم را برای مدت نامعلومی ترک کردم. نمیدانم چرا یکبارتصمیم گرفتن برای ادمه تحصیلاتم کشور ایتالیا انتخاب کنم شاید هم چیزهایی را که درکتاب ها خوانده بودم باعث اینکار شد. برای من مهم بود یکبار اروپا را ازنزدیک ببینم زیرا درکابل که بودم درمورد اروپا طوردیگری فکرمیکردم. اروپا یعنی یک دنیای مدرن، مهددموکراسی وآزادی وخلاصه مهد تمدن وخیلی ازچیزهای دیگر. باگذشت یک سال تاهنوز خودرا درکوچه های کابل میبینم درمیان دوستانم که بامشکلات فراوان هنوز ازمیان دود وخاک کابل نفس میکشند ویک دنیا عشق وآرزو در دنیای دارند پس از یک سال  باخود میگویم چرا مردم شرق اروپا را فقط از شاهکارهایش میشناسند درست مثل دیدن یک صحنه ی فلم. ازپشت صحنه خبرندارند وچرا این مردم خوشبختی را درکشور خود نمیتوانند بیابند تادریک دنیایی بیگانه وکشور دیگر؟  کم کم به زندگی درکشوری دیگری خومیگیرم،کشور دیگر، سرزمینی که به دیگران تعلق دارد. کشوری که یکی از زیباترین کشورهای اروپا است.این  کشور روزگاری مهد تمدن، فلسفه وسیاست دراروپا بوده است ولی هیچگاهی ممکن نیست این کشور به من تعلق یابد. تجربه کردن زندگی دراروپا خصوصا برای یک انسان شرقی چیزی خوبی است که میتواند حتی خیابانهایش یک مدرسه برایش باشد. داشتن یک پاسپورت اینجا معنی خاصی ندارد جزاینکه بدانی مردم اینجا درمورد تو وکشورت چگونه فکروقضاوت میکنند. یعنی تو ازکدام فرهنگ نمایندگی میکنی وآیا فرهنگ وعنعاتت برای این مردم معنی خاصی دارد یانه؟  من ازسرزمینی آمده ام که برای این مردم کشورم جزوحشت، جنگ ، تروریزم ومرکزمواد مخدر چیزی دیگری معنی نمیدهد به خاطر اینکه همیشه من به کشور، مردم وفرهنگم عشق میورزم قضاوت های این مردم برایم یک درد است دردی که هیچ علاجی برایش نمیتوانم بیابم.

دوستان عزیزم درهرکجایی که هستید گرچند کلومترها ازشما فاصله گرفتم ولی همیشه با شما نزدیک خواهم بود همه ی تان را میبوسم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 21:50 |

پلیس شاهراه شمال ایتالیا میگوید ده پناهجوی افغانستانی که بطور مخفیانه خودرا دریک کامیون برای رسیدن به کشور اتریش جاسازی نموده بودند ازخطرمرگ نجات یافتند. این پناهجویان که دراثر سرمای شدید نزدیک بود جانهای خودرا ازدست بدهند مجبورشدند قبل ازرسیدن به هدف باسروصدای زیاد کامیون را توقف دهند. راننده این کامیون که یک شهروند کشور اتریش است میگوید درحالیکه قبل ازحرکت ازبندرپاترای یونان کامیونش را چندین بار پالیده است تاکسی درآن مخفی نشده باشداما هنگامیکه دراتوبان zogliano  درشمال ایتالیا رسیده است سروصدای ترسناکی  این افراد ازداخل کامیون اورا مجبور به توقف نموده واو بلافاصله به پلیس شاهراه این موضوع را گزارش داده است وخود ازترس نتوانسته است دروازه کاتینیر را بازکند. پلیس شاهراه بلافاصله بعدازدریافت این خبرخودرا  به آنجا رسانده واین افراد را که درحال جان باختن بوده است ازکانتینیر بیرون کرده است.

 

این افراد به دلیل یخ زدگی شدید توسط پلیس به بیمارستان منتقل شده وفعلن وضعیت شان به حالت عادی برگشته است. پلیس شهری شمال ایتالیا درمورد سرنوشت این افراد میگوید طبق قانون چند نفراز این پناهجویان که سن شان پایین تراز 18 سال است درکمپ های مهاجرین پذیرفته خواهند شد وبقیه بعد ازمرخصی ازبیمارستان مؤظف هستند تا پنج روزدیگر خاک ایتالیا را ترک نمایند. روزنامه Messaggero del’Udine بانشراین گزارش این اتفاق را تماس بایک تراژدی خوانده است. دراین روزنامه وضعیت این پناهجویان بسیار اسف بارگزارش شده است. گفته میشود این افراد مدت زیادی دربندرپاترای یونان زندگی نموده اند وبه دلیل مشکلات مالی حتا بعضی ازآنها لباس کافی وکفش نداشته است. درحال حاضرنزدیک به 2000 مهاجرافغانی که اکثرآنهارا جوانان زیرسن 18 تشکیل میدهد، درکشوریونان بسرمیبرند که همه ی آنها قصد دارند ازطریق بنادرایتالیا خودرا به کشورهای دیگر اروپایی انتقال دهند. طبق گزارشها این افراد به طروق گوناگون تن به این مسافرت خطر ناک میدهند، آنهایی که پول دارند توسط قاچاقبران بطورضمانتی  به کشورهای دیگر انتقال داده میشوند که دراین صورت خطر مرگ آنها نیز از100% به نصف کاهش می یابد ولی کسانی که پول ندارند مجورند با پذیرفتن خطر مرگ خودرا درزیر کامیون ها جاسازی نموده وبه کشورهای دیگر منتقل نمایند. کسانیکه توسط قاچاقبران ازآنجا انتقال داده شده اند میگویند هربکدام مبلغ 2 تا3 هزار یورو برای قاچاقبر پرداخته اند. ازسوی دیگر وضعیت مهاجرین افغانی درکشور یونان به شدت دردناک توصیف میشود. آنها علاوه براینکه روزانه چندین بارمورد خشونت وشکنجه پلیس یونان قرار میگیرند، ازنگاه صحی وتغذیه نیزمشکلات فراوان دارند.

درطول هفته گذشته این دوم حادثه برای پناهجویان افغانی است که درشمال ایتالیا اتفاق افتاده است.

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 23:50 |
 

در اینجا شاید خطرمرگش 90 درصد بود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را از هرطرف که بخوانی درد است.

سه شنبه 23 دسامبر 2008 

این گزارش را ازکابل پرس نیز میتوانید بخوانید

محمدظاهریک کودک 13 ساله افغانستانی که میخواست بطور قاچاق داخل ایتالیا شود توسط لاستیک های کامیون جان باخت. این اتفاق درخیابان اورلند شهرونیز چهارشنبه شب هفته گذشته حدود ساعت 10 شب بوقوع پیوسته است. تعداد انبوه ازمهاجرین افغانستانی که میخواهند وارد ایتالیا شوند مدت های زیادی به خاطر نداشتن پول درشهرپاترای کشور یونان مجبورند توقف نمایند تادرصورت امکان درکامیون های که عازم ایتالیا هستند خودرا جاسازی نموده وازاین طریق خودرا به ایتالیا برسانند. این مسافرت خطرناک که ممکن است 48 ساعت ادامه پیداکند برای این پناهجویان یک شانس حساب میشود زیرا آنها راه دیگری غیرازاین را ندارندبه گفته این پناهجویان اگرتوسط قاچاقبران بطور تضمینی بیایند مجبورند مبلغ 3000 یورو ازیونان تاایتالیا به آنها بپردازند.

ازسوی دیگرزندگی آنها دریونان به شدت بدتر ازشرایط افغانستان است زیرا وقتی یک پناهجوی افغانی به کشوریونان میرسد ازطرف پلیس بازداشت گردیده وبرای یک هفته دربازداشت گاه ها انداخته میشوند ولی پس ازاینکه توسط پلیس انگشت نگاری گردید، برگه ی ترک خاک را برایش میدهند ودرخیابانها رها میکنند. گفته میشود درحال حاضر بیش ازدوهزار پناهجوی افغانستان درشهرهای مختلف یونان بسر میبرند که درمیان اینها نزدیک به 200 فامیل نیز وجود دارد. این مهاجرین دروضعیت بسیار بدی زندگی میکنند واکثرآنها درپارکها وسرکها میخوابند وتعدادکمی هم در چادرها به سرمیبرند. ازسوی دیگر برخورد پلیس یونان نیزبااین پناهجویان به شدت خشن گزارش شده است. یکی ازاین پناهجویان درمصاحبه خود باشبکه تلویزیونی رای Rai ایتالیا گفته است: برخوردپلیس یونان به مراتب بدترازبرخورد طالبان است زیرا وقتی طالب بامن خشونت میکند ویاهم میزند من زبانش را میفهمم که به خاطر چی وچرا؟ ولی درخیابان های یونان بدون اینکه بفهمم بی خبرانه زیرلگدهای پلیس قرار میگیریم واصلن نمیدانم چی جرمی کرده ام. خشونت پلیس یونان به اندازه است که همه روزه تعدادی، سر ودستش توسط پلیس شکسته میشود وهیچ منبع هم نیست تا این قضیه را بررسی کند. ازسوی دیگر وضعیت صحی بسیار بد است واکثراین مهاجرین به توبرکلوز مبتلا شده اند درحالیکه اکثراین پناهجویان را کودکان زیرسن هجده تشکیل میدهد وازنظرقانون مهاجرت بین المللی دولت ها موظف اند برای این کودکان امکانات زندگی ودرس را مهیا کنند، متاسفانه بعضی ازکشورهای اروپایی ازجمله کشور یونان به این مواد قانون توجی ندارند. درکشور ایتالیا بااینکه خودرا اولین کشورمهاجر پذیر دنیا میخواند این قانون بطورجدی مد نظر گرفته نمیشود. بطور مثال باآنکه 3500 کمپ با مراکزپذیرش ونگهداری پناهنده های زیرسن ساخته شده است، نزدیک به 2000 پناهجوبدون داشتن سرپناهی درخیابانها وپارک ها میخوابند که ازآن جمله نزدیک به 400 نفرآنهارا مهاجرین افغانستانی تشکیل میدهد و اکثرا درشهرهای روم ومیلان این قضیه داغتراست. طبق آمارسال گذشته درایتالیا نزدیک به 4500 مهاجرافغانستانی زندگی میکنند.

شناسایی جسد:

حامد احمدی یکی ازفلم سازان افغانستانی که درشهرونیززندگی میکند میگوید: یک روز بعدازاین اتفاق یکی ازمسئولین شهرداری" ونیز"برایم تلفن کرد وازاین حادثه من را باخبرکرد.ولی بازهم هویت آن به خوبی معلوم نبود چون تنها مدرک که پلیس دردست داشت یک برگه ترک خاک یونان بود که آنهم توسط خون کاملا شسته شده بود. وتنها نصف عکس آن بطور نسبی سالم مانده بود. ولی چهار روزبعد ازآن شهرداری "ونیز" رسما ازمن خواست تا برای شناسایی هویت این جوان درمرکزپلیس بروم. وقتی وارد مرکز پلیس شدم ازمن خواستند دفترچه خاطراتی را که ازجیب آن یافته اند، برای شان ترجمه کنم چون پلیس شهرنظر به نوشته های این دفترچه فکر میکرد این جوان شاید عرب باشد چون تاهنوز درایتالیا مردم بازبان فارسی به صورت کامل آشنا نیستند ونمیدانند که الفبای آن چگونه است.وازنظرپلیس خط که در این دفتر نوشته شده است عربی بوده است. به راستی چقدر درد آوراست انسان به چیزی تبدیل شود که فقط ازروی ورق قابل شناسایی باشد. وجسد خودش به اندازه خورد وخمیرشود که دیگر هیچ نشانه درآن باقی نماند. حامد احمدی وقتی میخواست از ماجرای ترجمه دفترچه خاطرات این جوان صحبت کند یک دفعه آه سرد میکشد وچشمانش پراشک میشود. او میگوید اولین چیزی که یافتم شعری بود که به شدت من را تحت تاثیرقرار داد. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم وناخودآگاه اشکهایم سرازیرشد تااینکه حتا پلیس ها نیز ازاین خاطر متاثر شدند.اومیگوید این افراد دروقتی کامیون های حامل کالاهای صادراتی درنزدیکی بندرشهرپاترا برای رفتن داخل کشتی توقف میکنند اینها خودرا مخفیانه درروی حصه یا چوکات زیری روی لاستیکها خودرا جاسازی مینمایند تابعدازرسیده به ایتالیا به محض توقف ماشین خودرا ازآنجا به بیرون پرتاب کنند. ولی اکثراین کامیون ها وقتی دراین طرف آب ازبندرخارج شدند به دلیلی سبک بودن بار دو لاستیک عقبی را بالا میکنند وکسی را که آنجا مخفی شده است را به خمیر تبدیل میکند.واین واقعن خطرناکترین کاراست که هرکسی تامجبور نباشد خودرا به این مرگ حتمی نمی اندازد.

باغبان! دربازکن من مرد گل چین نیستم/ من زخود گل داده ام محتاج هرگل نیستم

یعنی ای مردم من یک دزد نیستم که گلها ویا زیبایی های شما را بگیرم، من خودم زیبایی های دارم وآمده ام اینجا را زیبا کنم لذا مجتاج زیبایی های شما نیستم. در را بازکنید وازمن هراس نداشته باشید. دراین شعردنیایی ازحرف نهفته است و میتواند حتا فلسفه مهاجرت افغانی ها را بیان کند.

درصفحه دیگرش نوشته شده بود:

آنقدر درکشتی عشقت نشینم روز وشب/یابه عشقت میرسم یاغرق دریامیشوم

همزبانی ات قشنگ است

به راستی این یک تراژدی بزرگ است که قلب هرانسانی رامیسوزاند، یک کودک 13 ساله افغانی وقتی هیچ شانس برای زنده ماندنش نمیدید ومیدانست احتمال زنده ماندنش خیلی کم است تن این سفرداد، چون دراینجا شاید خطرمرگش 90 درصدبود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را ازهرطرف که بخوانی درد است.

حامد احمدی میگوید پس ازبرگشت ازمرکزپلیس برای شهردارونیز یک نامه نوشتم ودراین نامه بطور خلاصه وضعیت افغانستان واین اتفاق را ذکر نمودم.

قسمت ازنامه حامد احمدی به شهردارونیز: آقای شهردار! یک روزشما ازمن پرسیدید که وضعیت افغانستان چطور است ولی من همان روز نتوانستم جواب شمارا بدهم ونمی خواستم هم جواب بدهم زیرا وضعیت فعلی افغانستان بالاتر وبدتر ازیک جنگ است.وچگونه میتوان هزاران مشکلی که درذهن هست آنرا توضیح داد. امروز بعد ازتلفون کردن به پدرظاهر مجبور شدم این سوال شما را جواب بدهم . وضعیت افغانستان اینست که روزانه ده ها نفرکه توان گریختن ازافغانستان را دارند کوشش میکنند ازآنجا فرارنموده وجان شان را نجات دهند. وضعیت افغانستان اینست که یک کودک 13 ساله افغانستانی درزیرلاستیک های کامیون خورد میشود.

کانفرانس خبری ازطرف شهردار ونیزدراین مورد:

بعدازآنکه نامه ی حامد به شهردار ونیز رسیده است شهردار تصمیم گرفت دراین زمینه یک کانفرانس مطبوعاتی برگزارنماید تاازاین طریق بتواند مردم ایتالیا وحکومت را تحت فشار قراردهد تادرمورد مهاجرین افغانستانی ها توجه جدی نمایند. دراین کانفرانس خبری که دردفترشهرداربرگزار شده بود خبرنگاران ازشهرها ورسانه های مختلف درآن شرکت نموده بودند وازطرف افغانستانی ها نیز چندنفری ازجمله نقی احسانی، خادم حیدری، حامد احمدی و بصیرآهنگ نیزدراین کانفرانس دعوت گردیده بودند.

گزیده حرف ها دراین کانفرانس:

آقای سیمینیوتیsiminiotti)) معاون شهرداری ونیزدرامورسیاست های اجتماعی: تاکی ما بی تفاوت بمانیم. او باخطاب به پلیس مرزی ایتالیا گفت تاکی گوشهای ماکر باشد وتاکی چشمهای ما واقعیت ها را نبیند وکسانی که واقعن حق پناهندگی را دارند نادیده گرفته شود. ما نظربه صلاحیت که داریم به عنوان شهرداری باامکانات دردست داشته ی خود کوشش میکنیم این افراد را جذب کنیم وبرای شان امکانات زندگی فراهم کنیم. اما این کارپلیس است که باید این افراد را برای ما معرفی کنند. زیرا این صلاحیت ومسئولیت پلیس است که وقتی یک پناهجورا مشاهده میکنند باید فورا آنرا به شهرداری معرفی نمایند. ولی متاسفانه اینکار هیچ گاهی صورت نگرفته است بطور مثال درسال گذشته طبق آمار رسمی تنها دربندر ونیز 850 نفرازمهاجرین افغانستانی مشاهده شده است که ازآنجمله فقط 60 نفرازآنها توسط پلیس به مسئولین کمک های اجتماعی وشهرداری معرفی شده است ولی بقیه توسط پلیس مرزی دوباره به یونان برگردانده شده اند. اوگفت برای ما واقعن شرم آور است که درهمه جا لاف میزنیم وبه صرف هزینه های زیادی درکشورهای مختلف برای کمک میگردیم ولی یک کودک 13 ساله پناهجوی در جلوی دروازه خانه ما میمیرد وکسی نیست به دادش برسد. اگربحث انسانیت است واگرنمیخواهیم به یونان دوم تبدیل شویم باید یک سیاست سنجیده درقبال این مهاجرین درنظرگرفته شود.

خانم زنیلاzanella)) معاون شهرداری درامور فرهنگ صلح وجوانان: این اتفاق یک فاجعه بزرگ است ومهم نیست که این جوان چندساله بوده است بهرحال مرگ یک انسان است واهمیت خاص دارد. او ازبروکراسی حاکم درحکومت راستی های ایتالیا انتقاد کرد وگفت باوجود اینکه ما برای سرویس دهی خدمات برای کودکان پناهجو که سن شان پاینتر از18 سال است سالانه مبلغ 3.5 ملیون یورو درشهرونیزهزینه داریم ولی متاسفانه این مبلغ بطور درست مصرف نمیشود تامشکلات این پناهجویان حل گردد.

نقی احسانی: هرپناهجوی افغانستان با صرف هزینه زیاد وباپذیرفتن یک سفر دور ودراز وخطرناک خودرا به اروپا میرسانندولی حکومت های اروپایی متاسفانه مایل نیستند حرف های این پناهجویان را بشنود چون همه فقط به ظاهر قضیه نگاه میکنند. ازسوی دیگر اینها درواقع مجبورند بیایند چون وضعیت درافغانستان به شدت وخیم است و وضعیت فعلی افغانستان نیز زاییده عدم توجه جدی جامعه جهانی درقبال افغانستان است.بایدگفت هرپناهجوی افغانی که باخطرانداختن جانش به اروپا میرسد درحقیقت یک سفیراست،هرکدام اینها یک پیام، یک گزارش، یک داستان ویک قصه ازواقعیت های موجود درافغانستان است که میخواهند به طور مستند وضعیت کشورشانرا به این مردم گزارش دهند. شنیدن حرف های اینها برای اروپایی ها کمک میکند تاازعمق قضایای افغانستان باخبرشوند ولی وقتی این سفیران جوان به مرزهای اروپا میرسند، پس رانده میشوند چون به نظرمن مردم اروپا تاهنوز حقیقت افغانستان را درک نکرده اند ولی ناخودآگاه درآن درگیرهستند. حال اگراین افراد که حاوی پیام های زیاد برای روشن شدن قضایا به اروپا می آیند، سربازان اروپایی نیز درافغانستان ویادرخانه های جدید شان درآنجا هستند دراینجا یک مبادله صورت گرفته است واین قضیه باید درک شود چون هرمشکل که درافغانستان وجوددارد میتواند یک مشکل بین المللی باشد. وقتی این کودک ازبین رفته است درحقیقت یک قصه ویک پیام ازبین رفته وگزارش به مقصد نرسیده است پس دوطرف ضرر کرده ایم زیرا گفتمان صورت نگرفته است.

بصیرآهنگ: امروزدراینجا هستیم ومیخواهیم ازیک تراژدی ویک غم صحبت کنیم، حادثه که یک هفته قبل درشهرونیزرخ داده است. اما به نظرمن این اولین وآخرین اتفاق نخواهد بود. این گونه داستانها برای مردم افغانستان متاسفانه به یک چیزعادی تبدیل شده است. شاید بدانید که روزانه درافغانستان تعداد زیادی زندگی شانرا ازدست میدهند پس گفته میتوانیم که زندگی مردم افغانستان همیشه باغم وخشونت میگذرد. اما این قضیه باداستانهای دیگر خیلی متفاوت است. شما فکرکنید یک کودک 13 ساله ازکشورش فرار میکند تازندگی اش را نجات دهد، او مرزهای طولانی وخطرناکی را پشت سرمیگذارد درآخر این آرزویش به حقیقت تبدیل نمیشود زیرا لاستیکهای کامیون او را له میکند. شماشاید فکر کنید که چرا اینها باموجودیت چنین خطراتی می آیند؟ من میتوانم بگویم که اینها مجبورند زیرا متاسفانه وضعیت افغانستان طوری است که هیچ کس احساس امنیت ندارد.واین یک چیزعادی است که همه انسانها کوشش میکنند تازنده بمانند. حکومت کرزی به اندازه ضعیف است که حتا درکابل پایتخت نمیتواند امنیت را تضمین کند. خشونت، آدم کشی وچپاول به یک چیز روزمره گی وعادی تبدیل شده است. درسال جاری نزدیک به 1500 نفر درافغانستان کشته شده است ودرهمین سال نزدیک به 15 دخترخوردسال تجاوزشده است. تمام این چیزها دروضعیتی اتفاق افتاده واتفاق خواهد افتاد که نیروی های 45 کشورغربی نیز درآنجا حضور دارند واین وضعیت را میبینند. این نیروها برای آوردن صلح واجرای عدالت به آنجارفته اند ولی باحضورشان هیچ چیزی تغییر نکرده است. ما فعلن درآستانه سال جدید میلادی قرار داریم. دراین روزها مردم درتمام دنیا خوشحالند وپدران ومادران درهمه جا مصروف خرید تحفه سال نو به فرزندان شان هستند ولی پدران ومادران افغانستان فقط میتوانند یک قبر به فرزندشان هدیه بکنند. اینست حقیقت وضعیت افغانستان.

بعدازوقوع این حادثه پلیس های مرزی ایتالیا کمی تکان خورده است ودرتلاش اند برای مهاراین اتفاقات راه خوبتری رابیابند. قربانعلی اسماعیلی درتماس تلفنی برایم گفت قرار است یک کانفرانس خبری به تاریخ 22 دسامبر دربندر باری BARI دوم بندر که تعداد مراجعین پناهجویان می باشدنیز گرفته شده است.ودرآن تلاش میشود راه حلی باشنیدن سرگذشت های مهاجرین برای این قضیه پیداکنند.

بااین حال درسال جاری این سوم حادثه مرگ کودکان مهاجر افغانی درایتالیا است که به صورت مشابه درزیرکامیون ها جان باخته اند.

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 23:37 |