تبليغاتX
شیرین هزاره

مهرورز گرامی نوشته که کسی هم نگفته بود که میان " بابا"ی ملت شدن مرحوم ظاهرشاه و دموکراسی ربطی هست. این درست. اما تا آنجا که من می دانم حکومت فعلی از همان آغاز خود را حکومتی دموکراتیک معرفی کرد. اما در همین حکومت متصف به صفت دموکراتیک بابای ملت هم معرفی شد. وگرنه می شد ظاهرشاه را با عنوان پادشاه سابق افغانستان می آوردند و با احترام تمام در یکی از جاهای خوش آب و هوای پایتخت ساکن اش می کردند. اما این کار را نکردند. گفتند او بابای ملت است. بابای ملت خواندن ظاهرشاه معنای اش جز این نیست که افغانستان یک خانواده است. در خانواده شما یا بابایید ، یا پدر اید ، یا مادراید ، یا خواهر اید ، یا برادر اید و بر همین قیاس. نیز در خانواده شما یا خرد اید و یا کلان. اگر بزرگ اید حقوقی دارید و اگر کوچک اید حقوقی دیگر. تکلیف ها و مسئولیت های تان هم همین طور.

حال ، وضعیت کشور در زبان رسمی ِ سیاست مداران ما همانی نیست که سی سال پیش بود. اکنون از حقوق برابر شهروندان و چیزهایی که می دانید سخن گفته می شود. انتخابات هم داشتیم. بیش از یک نامزد ریاست جمهوری وارد مبارزات انتخاباتی شدند و در تمام مملکت مردم به آن که می پسندیدند رای دادند. حامد کرزی رئیس جمهور شد. ارکان مشهور دموکراسی یعنی اپوزیسیون متشکل ، قوه ی قضاییه ی مستقل و رسانه های آزاد مجال ظهور و حضور یافتند. حد اقل کسی در این حکومت نگفت که من هم رئیس جمهورم ، هم وزیر دفاع و هم قاضی و هم محتسب و فقیه. دیگران یا اطاعت کنند و یا از این کشور بروند. حالا هم اگر بگویید که این حکومت دموکراتیک نیست ، فریاد دولتمردان ما به آسمان می رود که هست.

خوب ، این ادعای دموکراتیک بودن با بابای ملت داشتن ناسازگار است دیگر. و این در حالی است که در این دولت ما هردوی این ها را داریم. اما اصل مساله این هم نیست. من یک پیش نهاد دارم : حال که بابای ملت از جهان رفته ، چطور است یک بابای ملت حی و حاضر دیگر معرفی کنیم. من برهان الدین ربانی را پیش نهاد می کنم. اما قول می دهم که این پیش نهاد من رد خواهد شد. چرا؟ دلیل اش را حالا می گویم .

بابای ملت شدن برهان الدین ربانی نظم خانواده ی افغانستان را به هم می زند. بنا بر موضع کسانی که قایل به نظم برادرانه در میان اقوام افغانستان هستند ، برهان الدین ربانی یکی از برادران خرد است. او نمی تواند بابای خانواده شود. بابای خانواده ( همان ملت ) انحصارا همان کسی می شود که برادر بزرگ است. می بینید که این مدل یک مدل پیشامدرن است که حوصله ی پذیرش بابا را دارد، اما قطعا با نظامی دموکراتیک و مدرن در می افتد.

قرار است سال آینده در افغانستان نفوس شماری شود. از همین اکنون نگرانی ها اوج گرفته که مبادا این سرشماری ها غیرعادلانه انجام شوند. سرشماری غیر عادلانه یعنی چه؟ مگر کسی مرض دارد که چهار را ده بگوید و بیست را شصت و هشت؟ چرا باید آدم عاقل تعداد افراد فلان منطقه یا قوم را کم و زیاد نشان بدهد؟ در دنیایی که دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی مردمان یک کشور به اصولی خدشه ناپذیر تبدیل شده و اکثر مردم این اصول را مبنای ایمان خویش به پیشرفت و توسعه قرار داده اند ، سر شماری نگرانی آور نیست. اگر معلوم شود که در افغانستان چهار درصد پشتون ، پنچ در صد ازبک ، یک درصد عرب ، سه در صد هزاره ، دو درصد تاجیک و هشتاد وپنج درصد هندو هستند ، کسی نگران نمی شود. هر تناسب دیگری را هم که تصور کنید مایه ی نگرانی نمی شود. همان یک در صد عرب هم حقوق شهروندی دارند و مبنای ادعاهای شان حقوق شهروندی عادلانه شان است نه تعداد افراد قبیله شان. آن هشتاد و پنج درصد هندو هم شهروندان برابر افغانستان هستند و از بابت زیاد بودن افراد قبیله ی خود امتیاز ویژه یی نمی گیرند.

اما در افغانستان وضع نگران کننده است. اگر از منظری روشن تر به وضعیت نگاه کنیم ، در می یابیم ک همین لقب به ظاهر تشریفاتی و کم اهمیت بابای ملت چه طرز فکر کردنی در مورد توسعه ی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی کشور را آشکار می کند. به بیانی دیگر ، آن کس که از یک سو شعار دموکراسی می دهد و از سویی دیگر برای ملت بابا معرفی می کند ، یا معنای دموکراسی را نمی داند یا می داند و به آن پابند نیست. بنا براین زبان اش حروف چین دموکراسی است و ذهن اش مفهوم ساز دیکتاتوری.

***

در مورد ملایمت ظاهرشاه عرض کنم که بسیاری معتقد اند که او نسبت به دیگر شاهان و قدرتمندان افغان پیش از خود روحیه ی ملایم تری داشته و ظاهرا این برداشت درستی هم هست.  ظاهرشاه در گفت و گو با بی بی سی می گفت که او گاهی با صرف پول می خواست جلو قصاص شرعی را بگیرد تا خونی ریخته نشود. من در این مورد زیاد فکر کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که نقطه ی ضعف بزرگ این شاه هم در همین جا بوده . او سعی می کرده با دخالت های شخصی بر این مشکلات غلبه کند و با قاطعیت تلاش نمی کرده که با ایجاد ساختاری قانونی و نهادهای قوی خنثا کننده ی خشونت،  سنتی غیر شخصی و ماندگار را در جامعه جاری کند. سی سال تمام در سایه ی صدراعظم های خشن و مستبد ماندن خود گویای حقایق بسیاری در مورد شخصیت ظاهرشاه است. جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ را بخوانید و از ظاهرشاه بپرسید که تو در آن سال ها در کجا بودی؟ البته می توان بخشی از ملایمت ظاهرشاه را به واقع نگری او نسبت داد و این که او می دانست که کشوری با سنت دیرینه ی جهل و استبداد را نمی توان به سوی دموکراسی و پیشرفت دواند. اما سهم " سستی" و بی کفایتی او را نیز باید برجسته کرد. این دیگر روشن است که ظاهرشاه بیش از آن که با جدیت در مورد پیشرفت مملکت تحت حاکمیت خود بیندیشد ، به عشرت در دربار ، لذت در حرمسرا و غنیمت دانستن عمری گذران می اندیشید. در سطح فردی او مردی عاقل و کامگار بود. در سطح ملی تنبلی و سستی درمان ناپذیر او ما را اول غلام همه ی جهان کرد و آن گاه فقط فرصتی لازم بود که این غلامان به جان هم بیفتند و در بدنامی و سرافکنده گی سرآمد همه ی خوارشده گان عالم شوند.

وقتی ظاهرشاه نود و سه ساله به بی بی سی می گفت که " ما سعی و تلاش می کنیم که ملت را از غریبی خلاص کنیم " من خندیدم ، اما اشکم سرازیر شد. گفتم : بابا جان ! آفرین بر همت و سعی ات ،  ولی حالا چرا!

 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 20:49 |

 ظاهرشاه رفت. همه جا می گویند که بابای ملت به رحمت حق پیوست. در مصاحبه ی جالب مینه بکتاش با ظاهرشاه ( که در سایت بی بی سی هست) ظاهر شاه می گوید که او از همان کودکی با دموکراسی – در فرانسه- آشنا شده بوده و بنا بر این نمی توانسته به شکل دیگری از حکومت فکر کند. در جایی از گفت و گو ظاهرشاه تفاوت روش خود با روش هاشم خان را برجسته می کند و اگر چه روش خشن هاشم خان را برای آن وقت مناسب می داند ، اما بر ملایمت روش  خود تاکید می کند. می گوید که حتا در موارد قصاص شرعی نیز او کوشش می کرده با دادن پول ( به ورثه ی مقتول) از ریخته شدن خون جلوگیری کند.

حال ، معلوم نیست که این لقب مسخره ی " بابای ملت" چه نسبتی با دموکراسی دارد. لابد اگر هاشم خان زنده می بود می شد کاکای ملت.

اگر در کارنامه ی ظاهرشاه چیزهای خوبی باشند که بتوان از آن ها برای بهبود وضع امروزین مملکت الگو برداری کرد ، همان چیزها را می توان برجسته کرد. اما عده یی در پی آن اند که مفردات عملکردها و سیاست های ظاهرشاه را در سایه ی یک عنوان کلی به نام " بابای ملت " گم کنند تا دیگر کسی نپرسد که این مرد تا وقتی که بابای ملت نبود چه کرده بود یا باید می کرد. از بابای ملت شدن ظاهرشاه چند سالی می گذرد ، اما او پیش از آن که نشانی از بابا شدن در روی و مویش ظاهر شود چهل سالی بر مردم افغانستان حکومت کرده بود. در سی سال زنده گی پس از سلطنت خود نیز ظاهرشاه کاری برای افغانستان نکرد. دریغ از ایجاد یک بنیاد صلح یا حمایت از کودکان یا هر چیزی دیگر با ابتکار بابای در تبعید. ظاهرشاه در گفت و گو با بی بی سی می گوید که سعی و تلاش ما این است که افغانستان را از فقر و بدبختی بیرون بکشیم. سعی نیکویی است. اما چه قدر دیر. هفتاد سال عشرت شاه در برابر هفتاد سال عسرت مردم را چه بگوییم؟

نمی دانم چرا به ملت ( اگر چون این چیزی در افغانستان اصلا هست ) اجازه نمی دهند که خود قضاوت کنند. همه جا بابای ملت را ریشخند می کنند. شاید مردم با خاطرات شیرینی که از کمونیست ها و مجاهدین و طالبان دارند ، حد اقل از ظاهرشاه بد شان نیاید. اما اکثر مردم افغانستان به لقب مسخره ی بابای ملت می خندند. همان گونه که قهرمان ملی خواندن احمدشاه مسعود را جوک تلخی بیش نمی دانند.

***

پی نوشت :

- در مصاحبه ی مینه بکتاش با ظاهرشاه ، خانم بکتاش از نادرشاه به عنوان اعلی حضرت شهید و از ترور او به عنوان شهادت یاد می کند ، اما در متن پیاده شده در سایت به جای شهادت نادرشاه "کشته شدن" گذاشته اند. این هم از کار حرفه یی روزنامه نگاران افغان.

- یک چیز خنده آور دیگر هم در گفت و گوی خانم بکتاش با ظاهرشاه دیدم . بکتاش می خواهد از شاه در باره ی اولین ازدواج او بپرسد و این طور شروع می کند " یکی از حوادث اصلی در دوران جوانی ازدواج است..."و ظاهرشاه با تبسم و تعجب می گوید که چرا شما ازدواج را یکی از حوادث می دانید؟!

 

*عنوان این نوشته عنوان کتاب ترجمه شده یی از نیل پستمن است. مترجم کتاب – صادق طباطبایی به گمانم- این عنوان را برای ترجمه ی فارسی کتاب پستمن برگزیده است. ( درباره ی نام مترجم زیاد مطمئن نیستم. یازده سال پیش این کتاب را دیده بودم).

 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 20:47 |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمد ظاهر شاه (سمت راست) به همراه خان ناصر، در حال شکار - سال ۱۹۷۰

 

محمد ظاهر(ديكتاتور) سابق افغانستان، امروز صبح، در پی یک بیماری طولانی در سن نود و دو سالگی در کابل، پایتخت این کشور، در گذشت.

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، روز دوشنبه اول اسد (مرداد) در یک نشست خبری ضمن تائید درگذشت ظاهرشاه ، از او به عنوان "سمبل وحدت ملی" یاد کرده و گفت "شاه سابق در تمام زندگی اش برای پیشرفت و صلح در افغانستان تلاش کرد".

رئیس افغانستان گفت که ظاهر شاه، در ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه صبح روز دوشنبه (به وقت محلی) درگذشت.

آقای کرزی در این کنفرانس خبری برای سه روز عزای عمومی اعلام کرد و از تمام رسانه های شنیداری و دیداری داخلی خواست در جریان این سه روز، از پخش موسیقی خودداری کنند.

دولت افغانستان اعلام کرده که مراسم خاکسپاری شاه سابق این کشور، فردا سه شنبه در کابل برگزار خواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 21:29 |

مذاکره برای آزادی ۲۳ شهروند کره جنوبی به گروگان گرفته شده از سوی شورشيان طالبان ادامه دارد. دولت افغانستان از محاصره محل نگهداری گروگان ها خبر داده است.

هيات اعزامی دولت کره جنوبی به افغانستان و نيز مقام های دولت افغانستان ابراز اميدواری کرده اند گروگان ها که بيشترشان پزشک و پرستارند آزاد خواهند شد.

يک سخنگوی طالبان اعلام کرده است ضرب الاجل خود را ۲۴ ساعت ديگر يعنی تا بعد از ظهر روز دوشنبه، ۲۳ ژوئيه، تمديد کرده است.

شهروندان کره جنوبی در حال سفر با اتوبوس از قندهار به طرف کابل بودند که توسط شورشيان طالبان ربوده شدند.

طالبان خواهان معاوضه ۲۳ گروگان را با جنگجويان دربند در زندانهای افغانستان شده است. طالبان همچنين می خواهد کره جنوبی حدود ۲۰۰ نظامی خود را از خاک افغانستان خارج کند.

مقامات وزارت دفاع افغانستان می گويند نيروهای امنيتی افغان محل نگهداری گروگان ها را در محاصره دارند.

اتوبوسی که شهروندان کره از داخل آن ربوده شدند

مقامات می گويند عمليات برای آزاد کردن گروگانها، هنوز آغاز نشده و گفتگو برای رهايی بدون درگيری آنها در جريان است.

چارلز هاويلند، خبرنگار بی بی سی در افغانستان می گويد دولت افغانستان به شدت تلاش می کند از طريق مذاکره گروگان ها را آزاد کند.

گفته می شود شورايی از ريش سفيدان محلی، در حال مذاکره برای راضی کردن طالبان به رهايی گروگانهاست.

ناتو نيز اعلام کرده است از عمليات نيروهای افغان برای آزادی گروگانها اطلاعی ندارد، اما در صورتی که افغانستان و کره جنوبی درخواست کمک کنند، آماده همکاری در اين زمينه خواهد بود.

 

گروگانهای آلمانی

در عين حال، جسد يک تن از دو گروگان آلمانی طالبان نيز پيدا شده است.

سخنگوی طالبان، روز گذشته از کشتن هر دو گروگان آلمانی خبر داده و علت کشتن آنها را، خودداری آلمان از خروج نيروهای خود از افغانستان اعلام کرده بود.

اما مقامات در برلين و کابل معتقندند يک تن از گروگانهای آلمانی، به مرگ طبيعی (سکته قلبی) درگذشته و ديگری هنوز زنده است.

محمد عوض مظلوم يار، از مقامات ارشد پليس در ولايت وردک، از پيدا شدن جسد يک تن از گروگانهای آلمانی خبر داد.

 

دستکم پانزده تن از اين گروگانها زن هستند

او به بی بی سی گفت: "ما جسد يک تن از گروگانهای آلمانی را در ولسوالی جغتو پيدا کرديم و درحال حاضر، جزييات بيشتر در اختيار نداريم".

پنج شهروند افغان نيز به همراه دو آلمانی، توسط طالبان ربوده شده اند که از سرنوشت آنها نيز اطلاع دقيقی در دست نيست.

دولت کره جنوبی روز يکشنبه تاييد کرد که اين کشور، درحال آماده شدن برای خروج نيروهايش از افغانستان، تا پايان سال جاری است.

سئول تاکيد کرد تصميم به خروج از افغانستان، قبلا گرفته شده و ربطی به گروگانگيری اخير ندارد.

'برنامه های اجتماعی'

بر اساس گزارشها، شهروندان ربوده شده کره جنوبی، مسيحی هستند و گفته شده که برای مشارکت در برنامه های اجتماعی به افغانستان سفر کرده بودند.

گفته می شود که دست کم پانزده تن از اين گروگانها، زن هستند.

خبرگزاری يونهاپ کره جنوبی از قول يک سازمان خيريه کره ای گزارش کرده است که گروهی متشکل از بيست نفر که از سوی اين سازمان برای شرکت در برنامه های اجتماعی به افغانستان عزيمت کرده بودند، از روز پنجشنبه با دفتر اين سازمان تماسی نگرفته اند.

سخنگوی کليسای جمعيت سيمول در منطقه بوندانگ در استان گيونگی اين کشور گفته است که گروه اعزامی از سوی کليسا قرار بود روز ۲۳ ژوئيه کابل را به مقصد کره جنوبی ترک کند اما هنوز معلوم نيست که ربوده شدگان اعضای همين گروه باشند.

روز جمعه، ۲۰ ژوئيه، مقامات ولايت غزنی گفتند که شورشيان مسلح طالبان اتوبوس حامل گروهی از شهروندان کره جنوبی را که از قندهار عازم کابل، پايتخت، بودند، در جاده ای در ولايت غزنی متوقف کردند و چند تن از مسافران را، که اکثر آنان زن بودند، با خود بردند.

سخنگوی طالبان تاييد کرده است که اين گروه مسئول ربودن اين شهروندان کره ای بوده است و همچنين مسئوليت ربودن دو شهروند آلمانی و همکاران افغان آنان در روز چهارشنبه را برعهده می گيرد.

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 21:4 |