|
روزي كه تو به دنيا آمدي باران ميباريد ولي باران واقعي نبود گريه ي فرشته ها بود چون يكي از آنها كم شده بود.
|
دیرگاهی است که دیوانه ی رخسارتوام
وصدایت از دور، به دلم شوردگر می بخشد .
چی کنم؟
چاره ی نیست ،کسی نیست که احساس کند .
ودرین تیره گی رنگ:
همه ی دیوارها ، بهم پیوسته است .
گرزیک گوشه ی نوری تابد ،
دربرویش بسته است .
کاش یک روز بیایی درین پهنه ی پژمرده
وبخندی که همه افسرده است .
وآنگاه، دست جادویی شب می شکند،روز می خندد وگل ها همه بارنگ دگر می شگفد.
دیر گاهی است که تابوی زمان، دربروی من وتو می بندد.
می کنم هرچه تلاش ،کوششم بی هوده است .
قیرشب می خندد.
نقش هایی که کشیدم دیروز، بادی ازراه رسیدوباخاک اندود.
جنبشی نیست مرایارشود ! که این بار نوسان های گذشته را؛
باغزل پاک کنم .
آهنگ 30/11/1385
خسته ام ازعشق . که هیچ صفایی درآن نیست .
خسته ازدرختها که به جای برگ های سبز - عکس های جنایت کاران را به دوش می کشند.
خسته ام ازشهر- شهری که فضایش با دود باروت بسته است وهرروز خیابانهایش خون استفراغ می کنند-
- مردمش همه بی شرف شده اند وبرای حمالی به سروصورت هم می زنند.
اززنده بودن دلم می گیرد -وقتی می بینم زن ها فقط برای ارضای مردها خلق شده اند وفکرمی کنند برای خود زنده گی کردن گناه است.!!!و-
نشانه اشراف دراعراب جاهلیت ارزشی ست بالاتر ازانسانیت .
ازاین دیار خواهم رفت به دورترین سیاره وشاید باچگوارا هم سفرباشم
جنایت کاران خودرا ازمحاکمه تبرئه نمودند
پارلمان افغانستان که درآن اکثریت کرسی ها راجنگ سالاران وناقضین حقوق بشر، رهبران تنظیم های بنیادگرای جهادی ومافیای موادمخدربه خوداختصاص داده است، طرحی را بنام مصالحه ی ملی به رییس جمهور افغانستان برای تصویب پیش کش نموده اند که اگرازطرف رییس جمهور تصویب گردد همهي ناقضین حقوق بشر درافغانستان ازمحاکمه تبرئه خواهد شد. این درحالی است که اکثریت کسانی که درشورای ملی افغانستان راه یافته اند با زور تفنگ مردم را مجبور به رأی دادن كردند و موفق شدند دوباره به گرده مردم سوار شوند. اینها جدا ازاینکه نماینده ی مردم نیستند، صلاحیت ندارند درمورد این همه خیانت وجنایت، عفوعمومی اعلان كنند . آنها بابی شرمی تمام همه مردم افغانستان ،آناني که تاهنوز داغ عزیزان شان را از یاد نبرده اند، یتیمانی که تاهنوز اشک در چشمانشان نه خشکیده است، مادرانی که به یاد پسران جوان شان از گریه کور شده اند وبیوه زنان که بعد ازکشته شدن همسرانشان بهخاطر به دست آوردن لقمه نانی برای فرزندانش راه روسپی گری را پيش گرفتند؛ به جای معذرت خواهی ودرخواست عفو، خود را وارث خون مردم اعلان نموده واذعان داشتند که حرفی هیچ کسی را دراین مورد نمی شنوند، زيرا به گفته شان فقط آنها هستند که وضعیت کشور را درک می کنند .اما دراین میان تعداد نماینده گان دموکرات و روشن فکراین طرح را به کلی رد نموده وآنرا ناتکمیل می خوانند. ازسوی دیگربا ارائه این طرح، پارلمان جدا از اینکه حق همه ی کسانی را که قربانی شده اند درنظر نگرفته اند به وظیفه ی قوه ی قضائیه نیز تجاوز نموده اند . شکی نیست که جنگ های چند ساله درافغانستان همهي مردم را متضررساخته واززنده گی دراین جغرافیای لعنتی بیزار نموده است. هیچ کس جنگ نمی خواهد همه از آشتی ملی استقبال می کنند اما این موضوع را همه باید بدانند که مردم دیگرازآگاهی سیاسی کافی برخوردار اند و همه کارها را می توانند به خوبی تجزیه وتحلیل نمایند. ما طرفدارآشتی ملی هستیم به شرطی که این افراد حد اقل به اشتباهات گذشته خود اعتراف نموده و حداقل فرهنگ معذرت خواهی را بیاموزند. تامردم ایشان را عفو ننمایند هیچ کس صلاحیت عفو اینها را ندارند. اینها باید درقدم اول درحضورهمه مردم افغانستان به اشتباهات گذشته اعتراف نموده وبعد ازهمهي آنان جدا جدا معذرت خواهی کنند، آنوقت می توانند بانظرخواهی ازهمه مردم درمورد طرح مصالحه ملی و با درخواست کمک ازهمه روشنفکران، گرداننده گان رسانههای همگانی، دولت افغانستان وکشور های دوست برای تطبیق پروسه مصالحه ملی اقدام نمایند. اماقبل ازآن باید پروسه عدالت انتقالی درکشورتطبیق شده باشد. آنوقت است که می توان به آشتی ملی دایمی واحقاق حقوق همه باورکرد.
عبدالبصر آهنگ 17/11/1385 كويته پاكستان
تاریخ هرگز مسخ نخواهد شد
کمسیون حقوق بشر افغانستان اخیرا طی یک گذارشی وضعیت حقوق بشر و محاکمه ناقضان حقوق بشر درافغانستان را به رییس جمهور پیش کش نموده است . جالب اينست که در گزارش نقض حقوق بشر فقط دردوران روس ها ودوران حاکمیت گروه طالبان به تصویر کشیده شده درحا لیکه تاریخ این کشور سراسر با جنایت ، خیانت ،قتل عام ،تجاوز، غصب ملکیت ها ،فراری دادن ها وصدها نوع جرایم دیگرگره خورده است؛کمسیون حقوق بشرازمراحل دیگرچشم پوشی نموده است.این گزارش که ازطریق تلویزیون ملی افغانستان به نمایش درآمد چنان با فریب استوار بود که هرطفلی را به خنده وامیداشت.دراین گزارش بعد ازنشان دادن نقض حقوق بشر دردوران روس ها وخلقی ها به یگبارگی به دوران طالبان می رسد وگویی چهار سال دوران حاکمیت تنظیم های بنیادگرای به اصطلاح مجاهد (از1992_1996)درتاریخ این کشور هرگز وجود نداشته است . آیا سازمان حقوق بشر دورانی را به یاد دارد که چند روز ازورود قهرمانها به کابل نمیگذشت که هرکوچه وپس کوچه شهر کابل به سنگر تبدیل شد وهر قوماندان وقوماندانچه درساحه تحت کنترولش کشتارگاه های درست نموده بودند که روزانه ده ها نفر درآن مکان ها قربانی وحشت آنها می شد ؟ آیاسازمان حقوق بشر دورانی را به یاد ندارد که دریک شب چند هزار انسان بی گناه درافشار، چنداول ودشت برچی به جرم هزاره بودن قتل عام می شد ؟ آیا سازمان حقوق بشرروزی را به یاد ندارد که صدها زن بعد ازتجاوز، سینه هایش درکوچه های افشار بریده شد وبرای نمایش به پایه های برق آویزان گردید ؟ آیاحقوق بشر چلانهای افغانستان به یاد دارند روزی را که صدها دختربعد ازتجاوز درمرزپاکستان هرکدام دربدل دوهزارکلداربه عرب ها فروخته شد ؟ آیا کشتار های دسته جمعی حزب اسلامی،جمعیت ،وحدت اسلامی جنبش اسلامی وتنظیم های دیگر جزء نقض حقوق بشر به حساب نمیرود؟ آیا وقتی 65 هزار نفر کابلی درخاک وخون غلتید؛ آیاوقتی به دختران ،پسران خوردسال وحتی مادران کهن سال تجاوز می شد حقوق بشر نقض نمی شد؟ آیا وقتی کسانی که به قول خودشان برای اعلای کلمةالله می جنگیدند وهزاران انسان را درکانتینرها زنده زنده می سوختاندند وبرای تماشای ولادت زنها درسنگرها صف میکشیدند نقض حقوق بشر نبود؟ ویا محاکمه در این کشور فقط برای کسانی است که خلع قدرت شده است . حقوق بشر چلانها باید آگاه باشند که این جنایات را هیچ افغان باشرف فراموش کرده نمی تواند وتاحساب این همه خون وخیانت به این کشور از عاملان آن گرفته نشده است، نه کمسیون حقوق بشر کاری ازپیش برده می تواند ونه هم جامعه جهانی باتمام کوس وکرنای آن . آنها هنوز با قبای دیگر برگرده مردم سوار اند وبعدازتجاوز به دختران، آنهاراسنگسار می کنند. هنوز هم دربدخشان به عفت زنی بطور دسته جمعی چون درنده گان یورش می برند ودختری را در بدل یک سگ معاوضه می کنند .روزی که طلیعه ای دموکراسی واقعی وحکومت مردم دراین کشور سربزند حساب این همه جنایات نیز با عاملان آن صورت خواهد گرفت . صدام درعراق حلق آویز شد اما صدام های به مراتب ازآن بالاترهنوزهم درافغانستان برگرده مردم سواراند. این جنایات به سینه تاریخ ثبت شده وبازورتفنگ وسرنیزه کسی نمی تواند آنرا مسخ کند همانطوری که آفتاب را نمی توان بادوانگشت پنهان کرد.روزی نوری دراین کشور خواهد تابید وتاریخ واقعی کشور به رشته ی تحریر درخواهد آمد.ودیگرهیچ قاتل وخیانت کاری بابای ملت شده نمیتواند.


