تبليغاتX
شیرین هزاره
آنگاه که در پگاه نخستین بامداد از نخستین روز سال نو نقاب شب از پرده ی آسمان فرو می افتد وخورشید درخشان رخسار دلر بای خودرا بر گیتی وباشنده گان آن می نمایاند وآنگاه که نخستین نسیم بامداد بهاری بابوی خوش نو گلان نوشگفته آذین بخش گستره سبز چمنزار ها ومرغزار هاست وغنچه های به ناز آرمیده در پرنیان سبز نو برگ ها به بانگ وترانه مر غان به بزم رفته در اوج آبی آسمان نرم نر مک دیده میکشاند روز نو ِروز تازه گی وطراوت ِروز تولد دوباره گیتی آغاز میشود.

این روز را باو جود این همه مشکلات ونارسایی های که در افغانستان هست بپا س پدران ونیا کان خویش با تمام وجود م جشن میگیرم متا سفانه در روز نوروز که همه زنده جانها به شگوفه های بهاری همه به نغمه های بهار گوش میدهند وترانه میخواننددر کشور ما مردم برای خون ریختن آماده گی میگیرند وشمشیرهای شان را تیز تر از سالهای قبل تیار میکنند. من که جز خیانت - ترور وانفجار چیزی دیگری برایم دراین روز کسی هدیه نداده است باز امید به فردای بهتر دارم واین سال را به همه ی شهر وندان عزیز افغانستانی تبریک گفته آرزومندم سال نو سال خوشی وسال برادری در کشورمان باشد.

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی

زجام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

        ( حضرت حافظ)

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 و ساعت 18:25 |