تبليغاتX
شیرین هزاره
من تشنه نگاه تو

که تفسیریست از آفاق وسا حر هستی

مرا لبریز کن ای سامح امید

چرا که چشم من باران چشم تو خواهد

وعاجزانه بگرید

من به انتهای جنون می رسم ،آنگه

که این دل مسافر تنهایی ام

در عشق کوچه چشمان تو چه مظلومانه میگرید

تورا به جان وجان چشم توسوگند

مرا نوید بده که دگر

بس است تنهایی

بس است تاریکی

بس است نومیدی

به من ، منی که همچو قطره ی سنجید

به ساحل در یا شناورم

               فاطمه   فطرت

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در چهارشنبه سی ام آذر 1384 و ساعت 14:1 |
شروع جلسات پارلمان کشور درکابل باعث مشکلات ترافیک شده است .

ازدوروز به این طرف جاده های مسیر هایی دهمزنگ -دارالامان وکوته سنگی باغ بالا

ومسیرهای وزیر اکبرخان بروی ترافیک عادی بسته شده است .مردم که در مسیرهای یادشده زندگی میکنند دچار مشکلا ت عبور ومرور هستند .وحتا بعضی از انها از طرف مامورین امنیتی مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند. 

 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت 12:5 |
تو در نها یت شب

وصال درد شکستی

به یک نگاه خموش

هزار قصه تنهائی وسکوت غمم

به راز راز نگاهت

چگونه عر یان شد؟

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت 11:12 |
چپتر ها دوسالم را خوردند

سال تحصیلی ۱۳۸۴ بدون اینکه بهره از آن برده باشیم به پایان رسید .!!!!!!!!!!

مهمترین چیز ی که برایم جاب به نظر آمد در طول سال فقط مغرور بودن استادان به لکچر نوت های که

از قرن نوزده باقی مانده وبا تأسف در دانشگاه کا بل تدریس می شوند .من چانس آوردم چون ازپدر

بزرگم همان چپتر ها برایم به میراث مانده بود ودر موقع که استاد برای دیگران نوت میداد من راه های

رسیدن به خدا را دنبال می کردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همکلا سی هایم این چانس را نداشتند هرروز مجبور بودند نوت بگیرند -چپتر کپی کنند و..................

شما فکر کنید در دانشگاه کابل چه میگزرد.

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در شنبه بیست و ششم آذر 1384 و ساعت 12:1 |
دوستان سلام

برای اولین بار است که آمدم وبلا ک درست کردم !

تعجب نکنید چون ازروزی که به دنیا آمدم ِبجای اینکه باکتاب مکتب وقلم آشنا شوم باسنگر جنگ ومرمی

آشنا شدم .شما می توانید بامن همکاری کنید ؟

مطمئین هستم به کمک شما دوستان بتوانم حرفهای که چندین سال است دردل دارم

ومثل خوره قلبم را می آزارد با شما در میان بگزارم

منتظر پیشنهادات مفیدشما . 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 و ساعت 14:39 |
حقیقت نگاهت

درنگاهت نازنین

گم گشت هچه بوددرپیمانه ذهن من

جز جنون عشق

سرتا پا وجودم چیزی دیگر را نداشت

گردش چرخ زمان از سیر خویش افتاده بود

واژه های قاموس اندیشه ام خشکیدخشک

من ندانستم چه بودوازچه بود؟!

ساده تر بین

تا که بینم هستی این راز چیست؟

در حقیقت از خدا تا هر چه هست

ازنگاه ناز تو پیدا وپنهان می شود

کاش می شددیدنت را روی کا غذ ریختم

وزجنون مد هوشی ها بی خبر

راز آنرا جستجو وآشکارا می نمودم

اما ولی!

آن نگاه در چشم تو واین جنون درجان من

بی حقیقت با قی با شدتا که هست .

 

 

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در یکشنبه بیستم آذر 1384 و ساعت 10:23 |
 

 

 

 

 

انکشاف بشری و امنیت بشری
تحولات بزرگ که در ابعاد مختلف بشریت در روند روزگار خود طی نموده، همیشه تعلق به پیش ساختار گرایی و پسا ساختار گرایی تاریخی بوده، این پیش بودن و عقب بودن دارایی عوامل متعدد است. در یافت تحولات بزرگ که باعث توسعه فکری، ایدیالوژی سیاسی، قدرت، اندیشه، ساختار و ابزار بشر شده از دید تحلیلی نکات متعدد را در پیش دارد. وقتی در عرصه های گوناگون بحث سری انکشاف است، تحلیل از روی کرد ها و عمل کرد های زمانی و مکانی، تاریخ سیاست های جهانی، تاریخ اقتصادی، تاریخ انقلاب، تاریخ انقلاب کار و صنعت، انقلاب ابزاری و انقلاب اومانیسم ( بشر مداری) مدنیت، تحلیل بزرگ و فهم راستین از واقعات و رخداد های ایدیالوژیکی در کشور های متعدد با مو شگافی جبر تاریخ زمانی و همچنان شناخت طبقاتی از سطوح متعدد درک و دریافت نتایج توسعه و معیار های فرهنگی در هر کشور می تواند پیش زمینه و ابزار باشد برای تعمق ویژه دریافت علت و عوامل و نتایج انکشاف بشری.
 ویژه گی های پیشرفت باید به صورت دقیق و رویداد شناسانه بررسی شود زیرا در تحولات تکامل و توسعه بشری همیشه عینیت تکامل و پیشرفت تکامل حقیقتی به ارزی از خود نداشته، چون بحران مدرن، تک سازی نیروی بزرگ و منابع قرار گرفتن قدرتمند ترین نیرو برای تصامیم گیری در حدی که رویداد آفرین در دنیاست، فهمی ناب است که انکشاف بشری را متأثر ساخته است. من معتقدم وقتی انکشاف بشری به صورت معیار و شناخت به صورت دقیق در می آید که در جامعه ابزار های مساوی برای تکامل سطوح مختلفه موجود باشد. و از درک ویژه جهانی سازی، بدین هدف فکرم نایل می آید که در صورت عدم تساوی ابزار برای تکامل سطوح بحران هویت، بحران حاکمیت، بحران طبقاتی، بحران ایدیالوژیکی، بحران قدرت و امکانات اقتصادی در ایجاد امنیت و حفاظت سرمایه گذاری به میان می آید. از دید جامعه شناسی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و انکشاف بشری صورت برابر به خود نداشته و اگر تحلیل شود بحرانیست. چون اقدام چنین انکشاف بحران ابزار قرار گرفتن بشر در قید بشر است. آنچه نقش فرد محوری در طبقه موجود جامعه است، معنی غیر می یابد. یعنی فردی که به قول دورکیم منبع سرمایه است، منبع مشکل و تکلیف خود قرار می گیرد. انکشاف بشری از دید کثرت نفوس تعداد ساختار ها، رخداد ها و پیامد های دنیایی را می توان گفت که در گیر در مدار توسعه و انکشاف خود در حال حرکت است. اما باید گفت که انکشاف به کدام صورت، با کدام عینیت و با کدام واقعیت خود؟.
چون کثرت نفوس در عدم کثرت و انکشاف فکری، اقتصادی و علم بیو تکنالوژی، کثرت مشکلات و پیچده گی های بزرگ جامعه است. انکشاف مربوط به تمام نظام که انسان بسر می برد بوده و تاریخ بشر هویت تکامل و انکشاف بشری است. زیرا زمانی در حالت و ابعاد موجوده یک جامعه تکامل و توسعه به میان می آید عبارت از تحولات و رخداد های است که درمجموع ابعاد به میان آمده تاریخ، زبان باز برای باز گو کردن آن دارد. در شرایط که دنیا به دهکده ی معلومات و دارایی روابط نزدیک، حادثه ها و رخداد ها منبع واحد به خود دارد تیوری تکامل نو گرایی و فرا تکامل گرایی منبع واحد حمایت پیدا می کند. می توان گفت که این قدرت مشترکی که رابطه و تقابل واحد ها را بدست گرفته صورت توسعه یا انکشاف همه گانی بشریست. در چنین حالت تنها ترین نماد بدست آمده و آیده شناخته شده فکر ایدیالوژیکی بشری نه تنها بل حس قدرت طلبی، قدرت مداری، توسعه حاکمیت، سیاست ابزاری بوده توسعه آن بنابر منفعت واحد انجام می یابد. زمانی در روزگار بشریت نگاه علمی و تحقیقی می شود، نتجه تحقیقات غیر فکر بشر جز شناخت متداوم از تاریخ عمل کرد های بشری چیزی دیگری نیست. و این تاریخ در ابعاد مختلف نموداری حقایق و ارزش های بزرگیست که زمینه ی خوب در تحلیل انکشاف بشری در بعد فکری، هنری، ادبی، علمی، اجتماعی، سیاسی و تولیدی بوده بشر امروز برای تحلیل چنین ارزش، راه بجز از تجزیه جبری تاریخی و شناخت زمانی ندارد. بنا بر این شناخت که تا هنوز هیچ گونه قرار داد بشر مداری، انسان گرایی، بحیث واقیعت ایدیالوژی جهانی نشده می توان گفت که تمام انکشاف و توسعه بشری روی شکل پذری نظام اقتصادیست. آنچه بصورت اصلی در تاریخ بشر به عنوان تجربه نمودار شده، عبارت از مجموعه ی تأثرات و رخداد های بوده در بخش اقتصادی در هر جامعه به میان آمده است. تحقیقات جامعه شناسی، روحیات اجتماعی و تحلیلی سیاسی در جامعه های مختلف بدین نتجه رسیده است که فکر انکشاف بشری جهان همیشه فرا از مرز های ورا ملی نبوده بلکه مربوط به سلطه و حاکیمت منطقوی خود بوده است. یعنی اندیشه تکامل و انکشاف بشری در عرصه تقدیم و آفریده ها برای فروخت و همه گانی سازی، از دید ارسال و فروش تولیدات خود مرز های کشور های مختلف را طی نموده و چرخ منفعت کشور مخصوص را به طرف سمت منفعت آن کشور در حرکت می اندازد. و این اندیشه و عمل کرد از خواسته های جهانی شدن اقتصاد نیست. چون هدف از جهانی سازی ابزار تولید این است که استعداد و منابع ابزار که باعث تولید یک مواد در کشور بیرونی شده بکشور دیگر سپرده شود. تا استفاده ی برابر منفعت جانبین از روند جهانی شدن بدست آید. حالا اینکه در هیچ گوشه از جهان چنین روند وجود ندارد. روی منافع عمومی و منافع ملی همیشه هر دولت و هر قدرت مکث خواهد کرد. حتی در منافع فرهنگی خود هر کشور به اطاعت و نگهداری اصول و ارزش های فرهنگی لازیم می دارد که تن بسپارد به کنترول فرهنگ خود. با نظر داشت این اصالت باید گفت که: انکشاف بشری را نباید پدیده تشدید در فرایند نهاد های ملی و بین المللی مربوط به جهانیان کرد. چون انکشاف و تکامل تطبیق واقعی این انکشاف بنابر عینیت تاریخی همیشه در ورا ی مرز ها به وجود آمده و مربوط به محدوده جغرافیایی کشوری مخصوص می باشد. اما با وجود آمدن تعرفه و تجارت یعنی ( گات) پدیده جهانی شدن چنان برداشت در عصر امروزین صورت اوسطایی دارد البته از یک بعد از آن بعد که در صورت جهانی شدن کشور و جامعه که در تقابل به ارزش ها و رویداد های جهانی شدن است ابزار برای حفظ قدرت خود در عرصه اقتصادی داشته باشد. تفکیک نیرو و قوه درونی منابع طبعی خود را در قید صلاحیت و کنترول گرفته باشد. در صورت نبود قوه و نیرویی تفکیک منابع و حفظ قدرت در سطوح متعدد، جهانی شدن باعث عقب گرایی و بطی سازی انکشاف بشری، بحران حاکمیت و هویت گردیده، توسعه و انکشاف بشری حالت ابزاری را به خود می گیرد. یعنی در چنان حالت جوامع عقب مانده ابزاری برای کثرت بخشیدن تولید، بلند بردن منافع ابر نیرو ترین کشور ها می  گردد. از دریافت نتایج مختلف روند انکشاف بشری بستگی به نوعیت تکامل توسعه فکری و تاریخی هر کشور دارد. چون تجربه نشان داده کشور های دارنده تاریخ فکر، تاریخ تجدد گرایی در عرصه تولید و منابع در حال عینیت بخشیدن اندیشه تکامل گرایی مربوط به عرصه های مختلف خود اند. و بر عکس کشور های که فاقد چنان تاریخ و ممیزات اند با وجود ابزاری بودن و در حاشیه بودن، مرجع تطبیق تیوری های انکشافی دیگر کشور ها اند و خود شان صورت ابزاری و مصرفی را دارند.
 فکر و اندیشه تاریخ جهان این است که انکشاف بشری داشته های بشریت زائید ادوار های متعدد و طولانی است. نمی توان این را مرز بندی و حد شناسی کرد. چون بحث که مشخص کند مرز ها و حدود مدار تکامل بشریت را ایستایی شناخته شده ندارد. بدلیل این که   تاریخ وابسته به تحولات، در زمان های نا مشخص است. مانند تحولات که در دو جنگ بزرگ جهانی رخ داد تاریخ را ( یعنی انکشاف تداوم عمل کرد ها تجارب بشریت را گونه دیگر بخشید) یعنی انکشاف بشر دیروز بشر امروز و انکشاف بشر فردایی فردا ها ادامه ی زمان با کوله باری از تجربه بشریت است و تعلق به ویژه گی های ادواری زمانی و فکری هر مقطع تاریخی دارد برای دریافت شناخت تکامل و نظریه تکامل گرایی، مدنیت بشر در مقطع زمانی نگرش به نوع ساختار نهاد های بزرگ ملی و بین المللی نیاز است. تعمق در داشته های تاریخی در ابعاد مختلف خصوصاً توسعه اقتصادی تأثر گزار در روند انکشاف بشری است. آنچه که در کشور های جهان سوم به عنوان تیوری انکشاف بشری و امنیت بشری مطرح است، از شناخت حدود جغرافیایی متعلق به حوزه منطقوی کشور های موجود می باشد. انکشاف عمومی و بین المللی جهان از دید امنیت، توسعه سیاست های جهانی از دید اقتصادی حقوقی، قضایی، امنیتی، ملی، مردمی، نوع نظام، مشارکت واقعی، نهاد های مدنی، ساختار حاکمیت ملی، پولیس مدنی، نصاب با امکانات و مدرن، نظام اقتصادی متناسب بر استفاده منابع طبعی نسبت به کشور های جهان سوم فرق بارز دارد. پس در چنین کشور های اگر بخواهیم بحث پیرامون ماهیت و بعد شگافی حقوق مرد و زن، جامعه مدنی، قانون مدنی، قانونیت و قانون اساسی بحث صورت گیرد، تعلق به ارزش های دیموکراتیک و فرهنگ دیموکراتیک ساختاری سیاسی، نظامی و اقتصادی آن کشور دارد در جامعه چون افغانستان برای این که شناخت از معیار تکامل و انکشاف بشری به وجود آید باید روی مسائل مختلف بحث نموده و حضور هر نهاد مذکور را بررسی کرد که آیا به صورت واقعی موجودیت دارد یا نه؟. و در ساختاری که در حال حاکمیت است چه ویژه گی های نظام مردم مداری موجود است. از دید سیاست و فکر جامعه شناختی انکشاف بشری در هر منطقه وا بسته به ساختاری های متعدد و موجود منطقه است. روحیه انکشاف بشری در هر منطقه تعلق به توسعه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ادبی آن جامعه دارد. آن چه که انکشاف بشر به عنوان نتجه تاریخ عمل کرد های بشر را پر کرده است کار و تلاش برای بدست آوردن تیوری تطبیق و نمودار سازی نظام های ذیل است. که عبارت اند
صلح جهانی
امینت بشری
سرمایه جهانی
تعاون بشری
نظام جهانی
قرار داد ها و تعهدات بیل المللی
تشدید نهاد های موجوده به سطح نهاد های ملی و بین المللی
اقتصاد جهانی
مصؤنیت جهانی
تعریف روابط جهانی
عضویت سازی دولت های جهان
جلو گیری از دهشت های بزرگ و خطر جهانی

این امتیازات فوق را انکشاف بشری از آغاز تاریخ بدین سو در تلاش نهادینه ساختن در ساختار جهانی برای بدست آوردن تطبیق تیوری جهان وطنی در حال جستجو است که با چنین امتیازات می توان نیاز های بشری را بر آورده ساخت. وقتی ما از انکشاف بشری برای گرفتن امتیاز تطبیق ارزش های جهان وطنی در تلاش هستیم باید توجه به توسعه متوازن اقتصاد در سطح دنیا بوده و از تک قطبی سازی توسعه اقتصادی که دهشت زا و انقلاب زا است باید بپر هیزیم. انحصار گرایی قدرت اقتصاد منفعت طلب تهدید و بحران آفرین بالایی تیوری انکشاف کشور های جهان پیرامونی جهان سوم کشور های در حال توسعه می باشد. چون در صورت تک قطبی شدن منفعت اقتصاد ابر نیرو ترین کشور توجه به استفاده نمودن منابع طبیعی دست ناخورده ی کشور های عقب مانده نموده و از آن بهره وری می کند. بدون نداشتن استقلال اقتصادی، امینت بشری، ساختار سالیم حاکمیت، هویت بین المللی، دولت دیموکراتیک جامعه کارا بدست نمی آید. یکی از مهیم ترین ارزش برای تأمین صلح و امنیت توجه به ساختار سالم اقتصادی یک جامعه است. انکشاف بشری در صورت بازار سازی ایجاد تیوری، ظرفیت اقتصاد مند سازی ساختار ها در جامعه نهادینه می شود. در این صورت ساختاری دیموکراتیک به میان آمده در انکشاف بشری امینت بشری، حاکمیت ملی، دستگاه مند سازی روابط بین المللی و صلح منطقوی را می تواند تضمین کند. در صورت موجودیت نظام، مسؤلیت ملی، امنیت سرمایه، ظرفیت سازی برنامه ها تعمیم دیموکراسی، جامعه مدنی، می توان در هر جامعه از انکشاف مثبت بشری حرف زد. چون دولت مبتی بر نیاز های مردمی نقش مثبت در این راستا دارد تا محرک جنبش های ساختار یابی  در جامعه شود. ویزه گی های دولت دیموکراتیک  که یکی از نشانه های انکشافی مثبت بشری است فرهنگ همه گانی را با تحلیلی بنش همه گانی در ابعاد موجوده ی جامعه و فکر مردم به میان می آورد. با چنین ویژه گی مردم از مسؤلیت که دولت باید اعمال کند شناخت بدست می آورد. این جاست که امنیت بشری و انکشاف بشری صورت حقیقی می یآبد. چون دولت بستری تعمیم ارزش های انکشاف و امنیت بشری بوده و نقش به ارز را بازی کرده است. صورت دولت واقعی پایه دار بودن آن است. دولت با ثبات و همسان و واقعی در موجودیت فرهنگ امنیت بشری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بازار سازی است. در چنین حالت افراد نقش کلیدی و صورت بنیادی در توسعه امنیت بشری بازی می کند. انکشاف بشری در افغانستان از آن جایی نسبی و منفی بوده که امتیازات فوق به طوری اساس در ساختار های اجتماعی نهادینه نگردیده چون جامعه افغانستان مبتنی بر مؤلفه های باز ایستا و پویایی ندارد. آنچه حمایت از ساختار دیموکراتیک، فرهنگ دیموکراسی، جامعه مدنی، امینت بشری، نهاد های ملی، اپوزیسیون سالم، پولس مدنی، نصاب تعلمی، توسعه فرهنگی، اقتصادی سازی فکتور های موجوده ی جامعه، نمودار جنسیت و قدرت جنسیت ( تعمیم اندیشه فیمنسم مثبت) تساوی حقوق انسان مؤنث و مذکر، فرهنگ انکشاف بشری، نظام ملی، دیموکراسی با پیش زمینه ها فرهنگ مشارکت، عقلانیت سیاسی، ایجاد دولت مبتنی بر ارزش های ملی، نابود سازی ایدیالوژی بهره وری ( استثمار) از طبقه محروم، ظرفیت سازی فردی، توان مند سازی ساختار ها، فرد محوری، عدالت واقعی، وحدت ملی، باور ملی، تیوری همبستگی ملی، نظام اقتصاد ملی، تیوری تکامل و نظریه فرا تکامل گرایی، فرهنگ ادبی، سیاسی، مذهبی، اجتماعی، اخلاقی و هنری صورت عملی و نهادی است در ساختار جامعه ما موجودنیست. آنچه به عنوان روند انکشاف انجام یافته حالتی گذاری داشته، کارا و مؤثریت تام را بوجود نیاورده با چنین برداشت از امنیت و انکشاف از دید جامعه شناسی مشکلات و عوامل و علل عقب گرایی را در جامعه می توان دید. تطبیق تیوری تکامل و انکشاف در نابود سازی مشکلات و فراهم سازی ارزش های دیموکراتیک است. عقب مانده گی بشری در افغانستان، محرومیت زنان از حقوق خانواده گی، از فرهنگ صحت، حق کار، حق سیاسی، حق اقتصادی، موجودیت نصاب تعلمی بدور از معیار های تحقیقاتی جامعه شناسی، روانی و نظری علمی عدم موجودیت فرهنک اومانیسم، عدم موجودیت عدالت و ساختاری برابری، نبود فرهنگ مشارکت مردمی، موجودیت ندانم گرایی در داشته های عقیدتی، عدم موجودیت روابط شفاف اقتصادی، سیاسی کشور های بیرونی در روند دولت مؤید ادعا من به نسبی بودن انکشاف بشری در افغانستان است چون شاخصه عمده فقر و کم بود نان عوامل خطر ناک روانی اجتماعی است که به قول شریعتی بزرگ به انسان گرسنه به جامعه فقیر از توسعه و انکشاف بشری، عقلانیت سیاسی و مؤلفه های ملی حرف زدن هیچ است. در جامعه که در عصر مدرنیته و نقد مدرنیته دهه دیموکراسی، پایان دیموکراسی جهانی شدن، هنوز نان مشکل برجسته اش است، گرسنگی مردم آن از نان آغاز و در ارزش های آزادی ختم می شود. از انکشاف کامل حرف زدن محال است. چون آسیب پذیر ترین مردم فقرا است. انسان پاره، پاره، انسان کالایی، انسان بیمار، انسان برده شده، انسان تحقیر شده، انسان کم سواد در هر جامعه همیشه دست و پا در منجلاب حادثه ها بوده و از تیوری تکامل انکشاف بشری بدور است. این درد بزرگ در میان تماماً ملت های افغانستان موجود است. چون طبقات محروم و برده شده بیچاره مصرفی و کالایی شده عموماً در جامعه های است که فاقد ارزش های اقتصاد ملی، مدنی، فرهنگی و اجتماعی است. افغانستان در گیر این حالت است. به صورت عموم در طبقات کشور تکالف و رنج ها از قبیل نبود آب، بی زمینی، نبود مواشی، نبود باز پرسی و تطبیق قانون، نبود عدالت، نبود کار، نبود ظرفیت، نبود دانش و سائر عوامل موجود است. که دلیلی بر عدم انکشاف متوازین بشری است که عمدتاً در کشور جنگ زده، آتش گرفته، هجوم قرار گرفته افغانستان این بحران موجود است. چون در بحران نهادینه شده خشونت  و جنگ، قانون، نظامی دیموکراتیک، عدالت، حقوق انسانی، فرهنگ شهروندی، فرهنگ جامعه مدنی، قدرت جنسی، ساختارهای اجتماعی، داد کستری، توسعه فرهنگی، از بین رفته جای نیروی قضاییه را قومندان محل، ارباب قریه، جبری تفنگ و ظلم و تهدید فقر گرفته است و از انکشاف بشری در بخش های مختلف اثری نیست. این درد در تمام مناطق افغانستان است. چگونه می توان در نبود امکانات روابط منظم مردم با دولت از نظریه رفتن به طرف انکشاف و امنیت بشری حرف زد. گام گذاری بطرف جاده ی انکشاف بشری حد اقل نیاز مند این مؤلفه هاست که باید در ساختار سیاسی دولت نهادینه شده باشد که عبارت اند از:
فرهنگ حقوق انسانی و امینت در ابعاد مختلف مربوط به شخص مرد و زن در جامعه
امنیت در روستا ها دهکده ها اجتماع نهاد ها ساختار های اجتماعی اقتصادی
امنیت ملی و سرتاسری به صورت تحقیق و ایجاد پولیس مدنی
امنیت در ساختار تولیدی نظام اقتصادی و منابع موجوده
جلو گیری از مصارف بیهوده توجه به نظام اقتصادی کشور
قانونمند سازی جامعه و مشارکت دادن مردم در ساختار سیاسی دولت
تأسیس قانون حمایت از ظرفیت های مردمی در کشور
توجه به صحت محیط زیست کشاورزی تولید مشارکت واقعی مردم در استفاده های طبیعی
عمران و بازسازی کلی به صورت متوازن در منابع مختلف
تطبیق قانون عدالت در ساختار های اقتصادی سیاسی نظامی قضایی و اجرایی نظام کشور

افغانستان در حال گذار به طرف ایجاد این ارزش ها ست بناً انکشاف بشری در این منطقه بستگی به نوع ساختار که دارد می باشد. با توجه به گفتار های قبل تأمین کننده برای عملی سازی انکشاف متوازن بشری از دیدگاهی سیاسی نهاد بنام دولت می باشد. تنها نهاد دولت می تواند با کمک جامعه مدنی از عهده این کار بدر آید. نهاد دولت واقعی در صورت کار کردی و تطبیق برنامه نأمین کننده انکشاف مثبت بشری است. مشروع بودن دولت بستگی به عقلانیت سیاسی و اجتماعی مردمی است تجربه سیاسی نشان داده که دولت واقعی و دیموکراتیک همیشه نظر به خواستگاه و دیدگاه مردم عمل نموده عمدتاً دیموکراتیزه شدن بر خواست از انکشاف جامعه است. جامعه انکشاف یافته در ایجاد و تشکل نها واقعی یعنی دولت نقش به ارز را دارد. شاخصه های که در دولت در روند انکشاف بشری خیلی مؤثر است بنام قوه سه گانه یاد می شود.
نیرویی قضاییه
نیرویی اجراییه
نیرویی مقننه

نهاد های فوق در ساختن جامعه قانونمند و رو به انکشاف نقش عمده را بازی می کند. انکشاف مثبت بشری زمانی بدست می آید که مسؤلین و کار کنان ارگان های فوق بنابر شاحصه های درست فکری و سیاسی و دانش آن بخش مؤظف شده باشد یعنی نیرویی تخصص در رابطه ایجاد جامعه واقعی و انکشاف بشری نقش به سزایی دارد ایجاد این پروسه در انکشاف بشری خیلی ها ارزش ناک است. باتاسف در کشورما چنین ارزش های تا هنوز موجود نبوده  فکر تاریخ کشور ما فکری است که همیشه به دور از ارزش های ملی دولت دیموکراتیک قانونمند فرهنگ انسان مداری شهروندی باید گفت که ما برای ایجاد فرهنگ توسعه و انکشاف بشری فاقد چنین ارزش های بوده ایم که در بحرانی ترین وضعیت به سر می بریم. زیرا ساختار ما تأثر ثبت در روند انکشاف مثبت بشری ندارد. چون حاکیمت قانون وجود ندارد زیرا انکشاف بشری در هر جامعه اول استحکام سیستم و روش دستگاه مند عدلی قضایی حقوقی، اداری، فراهیم آوری کمک های بزرگ، داد و ستد داشته های علمی را نیاز دارد و از این طریق نهاد قانون مند و با صلاحیت می تواند در انکشاف بشری مؤثر باشد. چون دولت تنها از حمایت مردمی و ملی بر خوردار  نیست، با امضا نمودن قرارداد های بیرونی خود قوت و نیرویی فراهم سازی چنین نهادهای را می گیرد. دولت با رابطه خود به بیرون ذهن تحلیل از اولویت های انکشاف بشری و امنیت بشری را بدست آورده و در سدد تیوری تطبیق انکشاف بشری می بشود. از آن جای که سیستم در افغانستان نو پا است ابزاری برای تطبیق مسؤلیت یک دولت قانونمند را ندارد انکشاف بشری در افغانستان نسبی است. بحث دیگری که روند سالم شدن دولت را تسریع می بخشد و در ایجاد دولت مبتی بر ارزش های مردمی ساختار را پیشکش می کند که یکی از بخش های انکشاف بشری است نهادینه شدن تیوری دیموکراسی ناب است. که این تیوری در هر جامعه روی کرد آفرین تغیر آفرین تکامل آفرین بوده تاریخ انکشاف بشری را بوجود آورده است. دیموکراسی ایجاد حاکمیت متعلق به ارزش های مردمی است. این حاکمیت در جامعه می تواند برای تکامل انکشاف بشری به میان آید که پیش زمینه های ذیل را داشته باشد.
عقلانیت سیاسی
آزادی بیان
حقوق انسانی
حق شهروندی
جامعه مدنی
بنش سیاسی
انقلاب اصلاح
آزادی سیاسی
آزادی اقتصادی
دستگاه مند سازی ساختار های اجتماعی سیاسی فرهنگی اقتصادی ادبی
مطبوعات سالم
تقویه اپوزیسیون برا ی توسه و تولد ایدیالوژی اصلاح حاکمیت
قانون مندی عدالت اجتماعی سیاسی در نوع نظام موجوده
نظامند سازی دولت و نیاد های موجوده
حق مشارکت بصورت واقعی

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 11:1 |
       
       نگـــــاه


رنگ گندم گونه ات قفل دلم را وا نمود
بعد آن با چرخشی توی دلم غوغا نمود
یک بهار سبز را رخسارتو ترسیم کرد
با نگاه نازنینت جانب صحـــــرا نمود
پرکشید و دور دنیا را همی چـــرخید او
وانگه رفع خستگی در خانه لیـــلا نمود
کوله باراو بجز از یاد لیـــــلی هیچ بود
تا که در صحرای عشقم خیمه ای بر پا نمود
من شب و روزم به غم بگذشت هی ....!!!
تا که عــــزم زود رفتن جانب عقبی نمود


                           بصیر آهنگ دانشجوی دانشکده ادبیات

25/8/1384

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت 14:39 |
پنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره

نازنینم !
پشت این پنجره سنت و جهل
چرا غمگینی؟
سال های است که من مثل تو ام
هرچه می نالم و می خندم
هرچه می گریم و میرقصم
چاره ای نیست
و کسی نیست که این پنجره را بشگا فد
آه...
پشت این پنجره ای فقر
ازخدا بیزارم
بتو ایمان دارم
حوض کوثر و بهشت
زیرلبهای تورامیدانم
من زرفتن به بهشت
زوری زوری به چشات ، بیزارم
قبله ام آن گل رخسار تو است
جانمازم دامن پاک تواست
عابد مخلص درگاه توام
بهروصلت ، به درکعبه ای تو
من شب وروز دعا میخوانم
                                             ( بصیر آهنگ دانشجوی دانشکده ادبیات )
 23/8/1384

+ نوشته شده توسط بصیر آهنگ _ غزنوی در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت 14:28 |